بلاگبازاریابی و فروشآمیخته بازاریابی چیست؟ معرفی مدل‌های 4P-4C-7P

آمیخته بازاریابی چیست؟ معرفی مدل‌های 4P-4C-7P

زمان مطالعه: 12 دقیقه

رقابت بیزینس‌ها در دنیای امروز دیگر منحصر به تبلیغات برجسته‌تر نیست. با تغییر رفتار مشتریان، پیچیدگی بازار بالا رفته است. دیگر نمی‌توان با نکات ساده بازاریابی انتظار فروش بالا داشت. کسب‌وکارها برای رشد، نیاز به شناخت عمیق‌تری از نیازها، خواسته‌ها و رفتار مشتری دارند. این شناخت باید به برنامه‌ای مشخص و قابل اجرا تبدیل شود.

داشتن یک ساختار دقیق برای تصمیم‌گیری در مورد محصول، قیمت، توزیع و تبلیغات اهمیت بالایی دارد. این ساختار همان چیزی‌ست که با عنوان آمیخته بازاریابی شناخته می‌شود. ابزاری کلیدی که تدوین استراتژی‌ کارشناسان بازاریابی را موثرتر می‌کند و موفقیت بیشتری در عرضه محصول یا خدمات برای آنها دارد.

 

آمیخته بازاریابی چیست؟

آمیخته بازاریابی (Marketing Mix) قلب تپنده هر استراتژی است. این مفهوم ساده اما قدرتمند، درباره ترکیب درست عوامل موثر بر فروش صحبت می‌کند. به عنوان صاحب بیزینس، تصور کنید می‌خواهید یک محصول را به بازار عرضه کنید:

  • محصول قابل عرضه، چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟
  • قیمت‌گذاری محصول به چه صورت باشد؟
  • چگونه می‌توان به بهترین شکل، محصول را به دست مشتری رساند؟
  • فرآیند تبلیغات و اطلاع‌رسانی را چطور طی کنیم؟

پاسخ به این پرسش‌ها، همان آمیخته بازاریابی است. در دهه ۱۹۵۰ نیل بوردن ایده مارکتینگ میکس را مطرح کرد. بنا بر نظر بوردن، موفقیت در بازاریابی نتیجه ترکیب هوشمندانه چند عامل کلیدی است. دیدگاه بوردن شامل ۱۲ عامل مهم رشد بیزینس است. اما ماهیت اصلی آمیخته بازاریابی فراتر از یک مدل خاص است.

این مفهوم به ما یادآوری می‌کند که تمام تصمیمات بازاریابی باید هماهنگ و یکپارچه باشند. در واقع، آمیخته بازاریابی یک دستورالعمل است. این دستورالعمل به کسب‌وکارها کمک می‌کند با چینش درست عناصر مختلف، بهترین اثر را بر روی مشتری بگذارند. چیدمان مناسب عوامل کلیدی، محصول را در ذهن و سبد خرید مشتری معتبر می‌کند.

زیبایی آمیخته بازاریابی در سادگی و انعطاف‌پذیری آن است. تفاوتی ندارد غول صنعتی باشید یا یک استارتاپ کوچک، چارچوب آمیخته بازاریابی به شما کمک می‌کند تصمیماتی نظام‌مند بگیرید. هدف نهایی Marketing Mix این است:

رساندن پیام درست، به مشتری درست، در زمان و مکان درست.

کاربرد آمیختگی بازاریابی چیست؟

آمیخته بازاریابی، یک نقشه برای گذر هوشمندانه از مسیر فروش است. به جای تصمیم‌گیری‌های پراکنده، یک چارچوب منسجم دارید که تمام جنبه‌های تاثیرگذار در خرید مشتری را پوشش می‌دهد. از طراحی محصول تا نحوه معرفی آن به بازار، همگی زیر نظر این ترکیب هوشمندانه قرار می‌گیرند. ایجاد هماهنگی بین واحد‌های مختلف بیزینس، از کلیدی‌ترین کاربردهای آمیخته بازاریابی است. اگر آمیخته منسجم و درستی داشته باشید:

  • تیم تولید خواهد دانست که نیاز مشتری و قابلیت‌های مورد نظرش چیست.
  • تیم فروش استراتژی مناسب‌تری برای قیمت‌گذاری خواهد داشت.
  • تیم تبلیغات پیام درستی را به مخاطب منتقل خواهد کرد.

نتیجه، اجرایی یکپارچه و اثربخش می‌شود. سازمان هماهنگ، از ساده‌ترین نتایج اعمال یک آمیزه بازاریابی مناسب است.

در فضای رقابتی این روز‌ها، تخصیص بهینه منابع بسیار مهم است. شرکت‌های هوشمند به جای آزمون و خطاهای پرهزینه، ترکیب مناسب محصول، قیمت، توزیع و تبلیغات را تحلیل می‌کنند.

این تحلیل با رویکردی مناسب، تصمیمات پرریسک را کاهش می‌دهد. آمیخته بازاریابی همچنین ابزاری ارزشمند برای سنجش عملکرد است. مقایسه ترکیب فعلی شما با نتایج حاصل، نقاط ضعف و قوت کسب‌وکارتان را مشخص می‌کند. پرسش‌هایی وجود دارند که پاسخ آن‌ها تنها در داده‌های عملکرد بیزینس شما پنهان است:

  • آیا قیمت محصول مناسب است؟
  • آیا در مکان‌های درست عرضه می‌شود؟
  • آیا تبلیغات به مخاطبان هدف می‌رسد؟

 

با مدل‌های اصلی آمیختگی بازاریابی آشنا شوید

بازاریابی مدرن، هر روز از دیروز پیچیده‌تر است. پیروی از یک مدل ساده نمی‌تواند پاسخگوی جریان سریع و متغیر بازار امروزی باشد. استراتژی‌ها و مدل‌ها باید به تناسب شرایط گزینش و استفاده شوند. علت تنوع مدل‌های مختلف بازاریابی در طول زمان نیز همین است. هر مدل برای شرایط خاصی طراحی شده است و تضمینی نیست که همیشه موفق عمل کند. آمیختگی بازاریابی هم از این قاعده مستثنی نیست. پس از معرفی مفهوم Marketing Mix توسط نیل بوردن و کارهای اثربخش آلدرسون (پدر علم بازاریابی مدرن)، جروم مک‌کارتی با معرفی مدل آمیخته 4P نقش مهمی در شهرت مفهوم آمیخته بازاریابی ایفا کرد. ساخت و شهرت چهار پی، موجب گسترش بیشتر موضوع آمیخته بازاریابی شد و به تبع آن، مدل‌های بیشتری برای تکمیل یا نقد چهار پی بازاریابی طراحی شدند.

مدل چهار پی کلاسیک، مشهورترین مدل آمیخته بازاریابی است

مدل 4P، پایه‌ترین آمیزه بازاریابی

مدل کلاسیک چهار پی، پدر تمام مدل‌های آمیخته بازاریابی است. مدل مک‌کارتی شاید ساده به نظر برسد اما بسیار قدرتمند است. این مدل چهار عنصر اساسی دارد:

محصول (Product)

در علم بازاریابی، به هر چیزی که بتواند نیاز یا خواسته مشتری را برطرف کند محصول می‌گوییم. این تعریف گسترده شامل کالاهای فیزیکی، خدمات حرفه‌ای و حتی ایده‌ها و تجربیات می‌شود. ماهیت محصول شما، سنگ بنای تمام استراتژی‌های بازاریابی کسب‌وکارتان خواهد بود. یک محصول موفق باید نیاز واقعی مشتری را برطرف کند. امروزه اما مدیریت محصول با چالش‌های پیچیده‌ای روبروست. پیش‌بینی نیازهای در حال تغییر مشتریان، زمان‌بندی دقیق معرفی محصولات جدید و حفظ مزیت رقابتی در برابر رقبا از جمله این چالش‌هاست. همچنین محصولی که علاوه بر نیازهای فیزیکی، به نیازهای عاطفی مشتری هم پاسخ دهد، در بازار امروز شانس موفقیت بسیار بیشتری خواهد داشت. این درک عمیق از مفهوم محصول، کلید طراحی استراتژی‌های موثر بازاریابی است.

قیمت (Price)

در میان تمام عناصر هزینه‌بر آمیخته بازاریابی 4P، تنها عنصر درآمدزا قیمت است. قیمت فقط یک عدد نیست، بلکه بازتابی از ارزش محصول برای ذهن مشتری است. این مولفه حیاتی بر سودآوری کسب‌وکار و جایگاه برند در بازار اثر مهمی دارد. قیمت‌گذاری موثر نیازمند درک چند مطلب اساسی است:

  • ارزش واقعی محصول باید با هزینه‌های تولید، توزیع و بازاریابی همخوانی داشته باشد.
  • قدرت خرید و حساسیت قیمتی مشتریان هدف، نقش تعیین‌کننده‌ای در تعیین محدوده قیمتی دارد.
  • استراتژی قیمت‌گذاری رقبا و جایگاه محصول در بازار نباید فراموش شود.

علاوه بر این، قیمت باید با سایر عناصر آمیخته بازاریابی مانند کیفیت محصول و استراتژی توزیع هماهنگ باشد. یافتن نقطه تعادل بین سودآوری و جذابیت برای مشتری مهم‌ترین چالش قیمت‌گذاری است. قیمت بسیار پایین ممکن است سودآوری را کاهش دهد، در حالی که قیمت بسیار بالا می‌تواند باعث کاهش تقاضا شود. تغییرات قیمت نیز بر تصویر برند تاثیرگذار است و شاید وفاداری مشتریان را تحت تاثیر قرار دهد.

مکان (Place)

مکان یا توزیع، ستون سوم چهار پی بازاریابی است. عنصر Place به چگونگی دسترسی مشتری به محصول می‌پردازد. انتخاب استراتژی توزیع مناسب، پل ارتباطی بین تولیدکننده و مصرف‌کننده نهایی است. این عنصر تعیین می‌کند محصول شما در چه مکان‌هایی، با چه روشی و در چه زمانی در دسترس مشتری قرار گیرد. توزیع سه استراتژی اصلی دارد که هر کسب‌وکار با توجه به شرایطی که دارد، می‌تواند استراتژی مناسب خود را پیاده‌سازی کند:

  • توزیع گسترده مناسب کالاهای مصرفی روزمره مانند شامپو یا مواد غذایی است. اینگونه کالاها نیاز به حضور در تمام نقاط فروش دارند.
  • توزیع انتخابی برای محصولات تخصصی‌تر است که فقط در مراکز خاصی عرضه می‌شوند. مانند لوازم الکترونیکی پیشرفته.
  • توزیع انحصاری برای کالاهای لوکس و خاص کارایی دارد که فقط در نمایندگی‌های مجاز عرضه می‌شوند

همچنین چالش‌های مدیریت توزیع از پیچیده‌ترین بخش‌های استراتژی مکان در بازاریابی محسوب می‌شود. اولین چالش مهم، یافتن تعادل مناسب بین پوشش بازار گسترده و کنترل هزینه‌های توزیع است. هرچه شبکه توزیع گسترده‌تر باشد، هزینه‌های لجستیک و مدیریت موجودی افزایش می‌یابد. اما می‌دانیم محدود کردن کانال‌های توزیع ممکن است دسترسی مشتریان را کاهش دهد. مدیریت روابط با واسطه‌های توزیع نیز از دیگر چالش‌های اساسی است. تولیدکنندگان باید همکاری موثری با خرده‌فروشان، عمده‌فروشان و نمایندگان داشته باشند. این رابطه نیازمند مذاکره مستمر و ایجاد انگیزه‌های مناسب برای همه سودبر‌های زنجیره توزیع است.

ترویج (Promotion)

ترویج، آخرین و شاید جذاب‌ترین بخش آمیخته بازاریابی است. این عنصر حیاتی به ارتباط با مشتریان و معرفی محصول می‌پردازد. Promotion پل ارتباطی بین محصول و مشتری است و نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت یا شکست یک محصول در بازار دارد. ترویج می‌تواند حالات مختلفی داشته باشد که ترکیب مناسب آن‌ها در رشد و برندینگ شما بسیار موثر خواهد بود:

  • تبلیغات که می‌تواند سنتی (تلویزیون و مطبوعات)، دیجیتال یا محیطی باشد.
  • روابط عمومی که شامل فعالیت‌های غیرمستقیم مانند حضور در نمایشگاه برای تصویرسازی مثبت از برند است.
  • اقدامات کوتاه مدت برای فروش مانند تخفیفات ویژه و هدایای تبلیغاتی
  • ارتباط مستقیم با مشتری که فروش حضوری، بازاریابی تلفنی و نمایش محصول را شامل می‌شود.

این مسیر اما به این راحتی‌ها نیست. چالش‌هایی از قبل وجود داشته و چالش‌های جدیدتری هر روز ساخته می‌شود. برای مثال جلب توجه مخاطب دیگر به سادگی گذشته نیست. حجم تبلیغاتی که هر روز به چشم کاربران می‌خورد آن‌ها را اشباع کرده است. به همین دلیل واکنش پیش‌فرض افراد در برابر تبلیغات چیزی جز مقاومت نیست. حرفه‌ای‌ها با خلاقیت و راه‌های غیرمستقیم، نه تنها به مقاومت کاربر برنمی‌خورند، بلکه با استقبال او نیز رو‌به‌رو می‌شوند.

در کانال‌های توزیع دیجیتالی هم چالش‌ها همیشه جدید هستند. شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال مدام در حال بروزرسانی الگوریتم‌هایشان هستند. یک الگوریتم می‌تواند امروز بهترین باشد و فردای آن روز بی‌اثر شود. یک بیزینس با کانال‌های توزیع دیجیتال باید بتواند با تغییرات همیشگی این پلتفرم‌ها سازگار شود.

سه عنصر نیروی انسانی (People)، فرآیند (Process) و شواهد فیزیکی (Physical Evidence) مدل چهار پی را برای بازاریابی خدماتی بهینه می‌کنند

آمیخته بازاریابی 7P، مکمل مدل 4P

کارشناسان و دانشگاهیان علم بازاریابی نقدهایی بر مدل چهار پی وارد می‌کردند. عقیده آن‌ها این بود که آمیخته 4P بیشتر به سمت کالا سوگیری دارد و برای بازار خدمات کمبود دارد. برخی افراد سعی کردند که مدل 4P برای بازاریابی خدماتی بهینه شود. نتایج این تحقیقات ۳ پی دیگر به مدل چهار پی اضافه کرد:

نیروی انسانی (People)

در کسب‌وکارهای خدماتی، نیروی انسانی فقط بخشی از فرآیند نیست؛ بلکه خود محصول است. کیفیت تعامل کارکنان با مشتری می‌تواند یک تجربه معمولی را به خاطره‌ای ماندگار تبدیل کند یا تمام سرمایه‌گذاری‌های تبلیغاتی را بی‌اثر سازد. اما چرا نیروی انسانی اینقدر مهم است؟ کارکنان بیزینس شما، چهره ملموس برندتان هستند. آنها ارزش‌های سازمان را به رفتارهای عینی ترجمه می‌کنند.

یک پذیرش هتل با لبخند صمیمی یا یک تکنسین خدمات با توضیحات شفاف، وعده‌های بازاریابی را به واقعیت تبدیل می‌کنند. اما چگونه می‌توان کیفیت خدمات را یکسان نگه داشت وقتی هر کارمند شخصیت منحصر به فردی دارد؟ چگونه انگیزه را در شغل‌های تکراری خدماتی حفظ کرد؟ پاسخ در ترکیب هوشمندانه‌ای از آموزش، فرهنگ سازمانی و سیستم‌های حمایتی نهفته است. سه حرکت تعیین‌کننده وجود دارد:

  • استخدام افراد با ویژگی‌های شخصیتی همسو با ماهیت خدمات شما
  • سرمایه‌گذاری مستمر بر آموزش‌های عملی و رفتاری
  • ایجاد محیطی که کارکنان احساس ارزشمندی کنند. اگر کارمندان به سازمان اعتقاد داشته باشند، این اشتیاق به مشتریان هم منتقل می‌شود.

در نهایت، نیروی انسانی موفق در خدمات مانند پلی بین استراتژی‌های بازاریابی و تجربه مشتری است. این انسان‌ها هستند که می‌توانند یک خدمت استاندارد را به تجربه‌ای منحصر به فرد تبدیل کنند. دقیقا همان تمایزی که در بازار شلوغ امروز، تعیین‌کننده بقای کسب‌وکار است.

فرآیند (Process)

در دنیای خدمات، فرآیند‌ها نت‌های نامرئی سازنده سمفونی تجربه مشتری هستند. تصور کنید وارد یک کافه شده‌اید. بوی قهوه تازه اولین نت، لبخند و استقبال باریستا دومین نت و صدای آرام موسیقی پس‌زمینه، سومین نت است. این ماجرا تصادفی نیست. یک طراحی فرآیند هوشمندانه پشت این تجربه کاربری چندحسی پنهان است. مشتریان هرگز فرآیند را نمی‌بینند، اما همیشه آن را احساس می‌کنند. اما چطور می‌توان این احساس را بهتر کرد؟ یکی از ساده‌ترین راه‌ها، طراحی و بررسی نقشه سفر مشتری است. در نقشه سفر مشتری شما نقاط درد مشتری را شناسایی می‌کنید و می‌دانید که در چه زمانی باید چه چیزی را برآورده کنید. حتی خواهید توانست در نقاطی حساس، از حد انتظار نیز فراتر بروید و تجربه‌ای فوق‌العاده برای مشتری رقم بزنید.

کافی است نقاط درد و فرصت را بشناسید. می‌توانید یک فرآیند موثر برای مشتری بسازید.

شواهد فیزیکی (Physical Evidence)

شواهد فیزیکی همان چیزی است که باعث می‌شود مشتری پیش از تجربه واقعی خدمت، به کیفیت آن ایمان بیاورد. اگر به خوبی به این عنصر بپردازید، جلب اعتماد کاربران ساده‌تر می‌شود. بگذارید با مثال جلو برویم. وقتی وارد یک رستوران می شوید، پیش از چشیدن طعم غذا، این محیط است که توجه شما را به خود گرفته است. گفتگوی خاموش، همان قدرت شواهد فیزیکی است که ناخودآگاه اعتماد شما را جلب می‌کند. نورپردازی خوب و صندلی‌هایی که به مهمان می‌فهمانند قرار است ساعتی را در آرامش بگذراند. حتی فاصله بین میزها نه آنقدر کم که حریم شخصی را بشکند و نه آنقدر زیاد که احساس تنهایی ایجاد کند. شواهد فیزیکی رستوران، میزبانی است که قبل از پیش‌خدمت، از مهمان پذیرایی می‌کند. این همان هنر ظریف هدایت ناخودآگاه احساسات است که رستوران‌های بزرگ را از معمولی‌ها متمایز می‌کند.

شواهد فیزیکی با توجه به ماهیت کسب‌و‌کار گستردگی زیادی دارد. مثلا عضویت در باشگاه مشتریان یک عنصر فیزیکی نیست. اما وقتی کارت عضویت لوکس باشگاه به دست شما می‌رسد، ملموس و فیزیکی می‌شود. حسی که از طراحی و ظرافت آن می‌گیرید همان هدفی است که Physical Evidence در آمیخته بازاریابی 7P آن را دنبال می‌کند.

در مدل 4C، طرح فرش بیشتر به مشتری‌مداری بدل می‌شود

مدل مشتری‌محور 4C

به اعتقاد Robert Lauterborn، مدل 4P محوریتی حول عنصر مشتری نداشت. او با اصلاحات خود سعی کرد مدل 4P مشتری‌محور شود. فلسفه او برای این اصلاحات به طور خلاصه اینگونه می‌شود:

  • تغییر «فروش چیزی که داریم» به «مشتری چه می‌خواهد؟»
  • تغییر «قیمت ما اینقدر است» به «مشتری چقدر حاضر است هزینه کند؟»
  • تغییر «محل فروش ما اینجاست» به «کدام محل برای مشتری راحت‌تر است؟»
  • تغییر «تبلیغ یک‌طرفه» به «گفتگوی دوطرفه»

ارزش برای مشتری (Customer Value)

در مدل 4C ارزش مشتری مفهومی چندلایه است. در اینجا بر خلاف 4P، ارزش مشتری صرف خریدار کالای ما نیست. ارزش مشتری زمانی ایجاد می‌شود که تصمیمات بازاریابی نه فقط از دیدگاه کسب‌وکار، بلکه از دیدگاه مشتری نیز بررسی شود. بر همین اساس در مدل 4C، سه نوع ارزش مورد بررسی می‌گیرند:

۱. ارزش عملیاتی (چه مشکلی را حل می‌کند؟)

  • کارایی محصول در رفع نیازهای اساسی مشتری چگونه است؟
  • آیا محصول ما بهبودی در زندگی روزمره مشتری ایجاد کرده است؟
  • محصول باعث صرفه‌جویی در زمان یا هزینه‌های مشتری می‌شود؟

۲. ارزش روانشناختی (چه حسی ایجاد می‌کند؟)

  • عزت نفس و اعتبار اجتماعی مشتری پیش و پس از خرید ما چگونه است؟
  • آیا محصول ما موجب کاهش اضطراب و ایجاد اطمینان در کاربر بوده است؟
  • آیا مشتری از محصول ما لذت یا کارکرد لازم و کافی را داشته است؟

۳. ارزش رابطه‌ای (چه ارتباطی ایجاد می‌کند؟)

  • آیا کاربر به برند ما احساس تعلق دارد؟
  • چه امکاناتی برای تعامل مشتری با برند ما وجود دارد؟
  • آیا برند ما توانسته برای کاربر ارتباطی منحصر به فرد با رقبا ایجاد کند؟

هزینه (Cost)

هزینه مفهومی عمیق‌تر از قیمت برچسبی محصول است. اینجا با معادله پیچیده‌ای روبرو هستیم که ناخودآگاه مشتری محاسبه‌اش می‌کند. وقتی یک مشتری باید هزینه پست، راه‌اندازی و تعمیرات احتمالی محصول را خودش بپردازد، آیا هنوز هم قیمت تنها معیار خریدش خواهد بود؟ مشتریان نه به ارزان‌ترین محصول، بلکه به کم‌هزینه‌ترین محصول توجه می‌کنند.

سهولت (Convenience)

دیگر دوران فروش محصولات با روش‌های سنتی به سر آمده است. امروزه سهولت خرید به اندازه کیفیت محصول اهمیت دارد. مشتری به دنبال راه‌حل‌های بی‌دردسر است. او نمی‌خواهد برای خرید یک جفت کفش جدید، چندین فروشگاه جستجو کند یا در صف پرداخت منتظر بماند. فرض کنید به جای بردن ماشین خود به تعمیرگاه، خود تعمیرکار به محل کار شما بیاید. برنده بازی بازار بهترین محصول نیست، بلکه برندی است که خریدن را ساده‌تر می‌کند. سهولت یعنی احترام به زمان و انرژی مشتری. این همان چیزی است که مشتریان به خاطرش وفادار می‌مانند.

ارتباطات (Communication)

مشتری امروزی خسته از پیام‌های بازرگانی تکراری، به دنبال رابطه‌ای اصیل با برندها می‌گردد. او می‌خواهد شنیده شود، نه اینکه فقط مخاطب پیام‌های تبلیغاتی باشد. اینجاست که بازاریابی از حالت مونولوگ به دیالوگ تغییر می‌کند. باید هنر شنیدن مشتری را بیاموزیم. یک برند موفق مثل یک دوست خوب، بیشتر از آنکه حرف بزند گوش می‌دهد. اقدامات خوبی در این زمینه می‌توان انجام داد:

  • ایجاد فضایی برای بیان نظرات و انتقادات مشتریان
  • پاسخ سریع و موثر به شکایات و پیشنهادها
  • استفاده از نظرات مشتریان برای بهبود محصولات

ارتباط موثر شبیه شام مهمانی نیست که برای همه یک غذا سرو کنیم. برای هر مشتری باید پیام مناسبش را داشته باشیم. با ارتباط صادقانه و مفید برای مشتری می‌توان از آن‌ها طرفدار وفادار ساخت.

چگونه از مدل‌های آمیخته بازاریابی استفاده کنیم؟

فرض کنید تمام مدل‌های آمیخته بازاریابی از 4P تا XP را می‌شناسید. اما اگر راه استفاده از آن‌ها را ندانید دیگر چه فایده‌ای دارد؟ چالش این استفاده بدون در نظر گرفتن انتخاب میان مدل‌های متعدد است. پیش از انتخاب هر مدلی، باید به چند سوال کلیدی پاسخ داد:

  • مشتریان ما چه کسانی هستند؟
  • چه مشکلاتی مانع آنهاست؟
  • محصول ما چگونه پاسخ مشکلات را ارائه می‌دهد؟
  • رقبای ما چه استراتژی‌هایی دارند

 

مقایسه مدل‌های 4P – 7P – 4C

ویژ‌گیمدل 4P (سنتی)مدل 7P (توسعه یافته)مدل 4C (مشتری محور)
تمرکز اصلیمحصول و فروشخدمات و تجربه مشتریمشتری و ارزشی ارائه شده به او
عناصر کلیدیمحصول (Product)
قیمت (Price)
مکان (Place – توزیع)
ترویج (Promotion – ارتباطات بازاریابی)
محصول (Product)
قیمت (Price)
مکان (Place – توزیع)
ترویج (Promotion – ارتباطات بازاریابی)
افراد (People – کارکنان سازمان)
فرایندها (Process)
شواهد فیزیکی (Physical Evidence)
مشتری (Customer)
هزینه برای مشتری (Cost)
راحتی (Convenience – دسترسی)
ارتباطات (Communication – تعامل دوطرفه)
مناسب برای کسب‌وکارمحصول‌محورخدمات‌محورمشتری‌محور
طراحی برایکالاهای فیزیکی با ویژگی‌های فنی
بازارهای انبوه
مخاطب عام
خدمات و تعامل انسانی
کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ
تمرکز بر فرآیند و کارکنان
کسب و نگهداری مشتریان وفادار
ارتباطات دوطرفه
نیاز دقیق مشتری (دیدگاه انسانی)
مزایاساده و قابل درک
تمرکز بر تولید و فروش
جامع‌تر
دربرگیرنده ابعاد انسانی و خدماتی
تمرکز بر نیاز واقعی مشتری
کاربرد در بازار رقابتی و دیجیتال
معایبنادیده‌گرفتن نیاز واقعی مشتری
ممکن است در بازار رقابتی پاسخگو نباشد
ممکن است برای کسب‌وکارهای کوچک پیچیده باشدنیاز به شناخت عمیق از مشتری
کارکرد بهتر در فضای دیجیتال و تعاملی

 

پاسخ به این سؤالات، مسیر انتخاب مدل مناسب را روشن می‌کند. برای تولیدکنندگان کالاهای ملموس، مدل 4P همچنان انتخاب اول محسوب می‌شود. برای مثال یک تولیدکننده مبلمان باید ابتدا بر طراحی و کیفیت محصول تمرکز کند (محصول)، سپس قیمت‌گذاری مناسبی انجام دهد (قیمت)، شبکه توزیع قوی ایجاد نماید (مکان) و در نهایت با تبلیغات هدفمند، محصول خود را معرفی کند (ترویج).

سه عنصر اضافی مدل 7P در صنایع خدماتی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند. مثلا یک کلینیک تخصصی دندانپزشکی علاوه بر چهار عنصر اصلی باید به رفتار و تخصص کادر درمانی (نیروی انسانی)، فرایند نوبت‌دهی و معاینه (فرایند) و طراحی فضای کلینیک (شواهد فیزیکی) توجه ویژه‌ای داشته باشد.

اما استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهایی که به سرعت نیاز به بازخورد بازار دارند، بهتر است از مدل 4C استفاده کنند. یک اپلیکیشن سفارش غذا باید بر نیازهای واقعی مشتریان (مشتری)، هزینه‌های پنهان مانند زمان انتظار (هزینه)، سهولت استفاده از اپ (راحتی) و ارتباط مستمر با کاربران (ارتباطات) تمرکز کند.

کدام مدل آمیختگی بازاریابی بهتر است؟

از سوال‌های همیشگی بازاریابی، تعداد پی‌ها در مدل آمیخته بازاریابی است. جواب واضح است. تعداد P در مدل شما مهم نیست. همه چیز از همان 4P کلاسیک شروع می‌شود و 7P کامل‌ترش می‌کند. واقعیت این است که این روزها هرکس برای خودش یک مدل بازاریابی با Pهای جدید اختراع می‌کند. 4C، 4E، SIVA نمونه‌هایی از مدل‌های جدیدتر هستند. اما در نهایت همگی به همان پدرخوانده‌های بازاریابی یعنی چهار پی و هفت پی برمی‌گردند. این دو مدل شاید در ظاهر ساده به نظر برسند ولی همچنان دنیای مدل‌های آمیختگی بازاریابی را می‌گردانند.

این روزها هر کسی در حال توسعه مدل آمیخته بازاریابی خود است

مدل‌های جدید مثل 4E (برای فضای دیجیتال) یا SIVA (برای راه‌حل‌محوری) همان 7P با لباسی جدید هستند. تصور نکنید که مدل‌های جدید بیهوده هستند. آن‌ها می‌توانند مکمل‌های خوبی برای مدل‌های پایه باشند. مثلا یک فروشگاه آنلاین می‌تواند از 7P استفاده کند و 4E را برای بهره‌وری بیشتر در بخش دیجیتال به آن اضافه کند. در دنیای بازاریابی، همه‌چیز به جز اصول اولیه تغییر می‌کند. چهار پی و هفت پی الفبای مدل‌های آمیخته بازاریابی هستند. با 4P شروع می‌کنید، به 7P می‌روید و در صورت لزوم، با مدل‌های دیگر آن را شخصی‌سازی می‌کنید. مهم این است که مشتریان شما را باور کنند. برای این کار لازم نیست تعداد زیادی P در مدل بازاریابی خود داشته باشید. فقط با تکیه بر اصول پایه جلو بروید و در صورت نیاز، آن‌ها را تکمیل کنید.

 

 

استراتژی بازاریابی را تبدیل به نقشه رشد (طرح کسب‌وکار) کنید!

اگر ایده یا محصولی دارید اما نمی‌دانید چطور با ترکیب بازاریابی درست وارد بازار شوید، بیزینس‌پلن ما مسیر دقیق حرکت را مشخص می‌کند؛ از تحلیل بازار تا تعیین بودجه و نقطه سود همراه یک برنامه دقیق بازاریابی.

فرم درخواست مشاوره

 

۴.۴/۵ - (۱۰ امتیاز)

2 thoughts on “آمیخته بازاریابی چیست؟ معرفی مدل‌های 4P-4C-7P

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هلدینگ بزرگ سپیدار

گروه شرکت های دانش بنیان سپیدار (هلدینگ سپیدار) از به هم پیوستن شرکت های زیر مجموعه خود (انفورماتیک پارسیس ، نوین توسعه ایده گستران ، سیما گستر طوس) در سال 1397 با تکیه بر تجربه یک دهه فعالیت ، متولد و تاسیس گردید . امروزه سپیدار با ارائه زنجیره ای از خدمات و راه کارهای جامع در حوزه تجارت الکترونیک ، به مرجعی قابل اعتماد برای کسب و کارها تبدیل شده است .

منتخب خدمات

اطلاعات تماس

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به گروه سپیدار می باشد.