بلاگبازاریابی و فروشباشگاه مشتریانگیمیفیکیشن چیست و چگونه در بازاریابی استفاده می‌شود؟

گیمیفیکیشن چیست و چگونه در بازاریابی استفاده می‌شود؟

زمان مطالعه: 11 دقیقه

احتمالا تا به حال غرق در دنیای یک بازی ویدئویی بوده‌اید. تلاش خودتان برای ماندن در بازی و بدست آوردن امتیاز بیشتر را به یاد می‌آورید؟ این هیجان، استرس و احساسی که دارید دلیل ماندن شما در بازی و ادامه دادن به آن است. حال فکر کنید مشتریان شما در کسب‌وکارتان چنین احساسی داشته باشند؛ تلاش بیشتر برای بدست آوردن اعتبار و امتیاز در کسب‌وکار شما. گیمیفیکیشن ابزاری است که این انتظار را برای شما و کسب‌وکارتان برآورده می‌کند.

گیمیفیکیشن یا بازی‌وارسازی، هنر استفاده از عناصر بازی‌گونه در محیط‌های نامرتبط با بازی است تا تجربیات معمول و روزانه را به بازی‌های جذاب و تعاملی تبدیل کنیم. اما چرا از این مفهوم استفاده می‌کنیم؟ پاسخ ساده است! چون بازی‌ها به طور ذاتی سرگرم‌کننده، چالش‌برانگیز و انگیزه‌بخش کارها و اهداف ما هستند. وقتی این عناصر را وارد فعالیت‌های روزمره یا محیط‌های آموزشی و کاری می‌کنیم، افراد با اشتیاق بیشتری مشارکت می‌کنند و تعامل عمیق‌تری ظاهر می‌شود. گیمیفیکیشن هم کارها را لذت‌بخش می‌کند هم با کاهش استرس و افزایش حس موفقیت و انجام چالش، مسیر هموارتری برای رسیدن به اهداف در حوزه‌های مختلف می‌سازد. اما چرا این روش جواب می‌دهد؟ به عبارت بهتر چرا ذهن ما عاشق بازی‌وارسازی کارهاست؟  

انسان به‌طور ناخودآگاه جذب بازی و بازی‌واری می‌شود چون در بازی‌ها احساس پیشرفت، رقابت و پاداش به خوبی تجربه می‌شوند. مثلا یک پروژه معمول کسل‌کننده، با امتیازدهی و سطح‌بندی به یک دستاورد تبدیل می‌شود که ارزش بیشتری نسبت به قبل پیدا می‌کند. این همان جادوی گیمیفیکیشن است؛ تبدیل وظایف روزمره به یک ماجراجویی تعاملی که نه‌تنها پیشرفت بیشتری به همراه خود می‌آورد، بلکه لذت انجام کار هم حین آن چند برابر می‌شود.

گیمیفیکیشن (Gamification) چیست و چگونه کار می‌کند؟

پژوهش‌های علوم اعصاب می‌گویند از کلیدی‌ترین عوامل موفقیت گیمیفیکیشن، تحریک سیستم پاداش مغز است. هنگامی که فرد چالشی تکمیل می‌کند یا امتیازی بدست می‌آورد، مغز دوپامین ترشح می‌کند. اگر آشنا نیستید در همین حد بدانید که پس از ترشح دوپامین حس لذت به شما دست می‌دهد. مکانیسم تولید لذت گیمیفیکیشن، مشابه همان فرآیندی است که در بازی‌های ویدیویی یا رقابت‌های ورزشی مشاهده می‌شود.

تحقیقات دانشگاهی علوم رفتاری در بیزینس نشان‌دهنده این است که طراحی هوشمندانه‌ی پاداش‌های متناوب مثل نشان‌های دیجیتال، سطح‌بندی یا جایزه‌های غیرمنتظره تا ۴۰٪  روی تعامل بیشتر کاربران تاثیرگذار است.

مطابق نظریه‌ی خودتعیین‌گری، گیمیفیکیشن زمانی کارآمدتر است که سه نیاز اساسی روان‌شناختی انسانی را ارضا کند:

  • خودمختاری (Autonomy)
  • شایستگی (Competence)
  • ارتباط (Relatedness)

در عمل یعنی مثل انتخاب آواتار وقتی کاربر حس کند روی انتخاب‌های خود کنترل دارد، احساس خودمختاری می‌کند. حالا سیستم‌های امتیازدهی و پیشرفت پلکانی، حس شایستگی در کاربر ایجاد می‌کنند. این عوامل در کنار رقابت و همکاری اجتماعی شبیه به لیگ‌های گروهی، انگیزه درونی افراد را تحریک می‌کنند.

انگیزه درونی از انگیزه بیرونی به شدت قدرتمندتر است؛ تفاوتشان چیست؟ با مثال بهتر متوجه می‌شوید. خود شما کاری را بهتر انجام می‌دهید که صرفا برای آن پول می‌گیرید یا کاری که به آن علاقه هم دارید؟ پاسخ واضح است. پول صرفا یک انگیزه بیرونی است اما اشتیاق انجام یک کار و علاقه به استمرار آن انگیزه‌ای درونی است. 

پایه‌های گیمیفیکیشن از اصول اقتصاد رفتاری بهره می‌برد تا رفتار کاربران را غیرمستقیم هدایت کند. مثلا اثر فقدان (Loss Aversion)، یعنی ترس از دست دادن امتیازات یا موقعیت، افراد را وادار می‌کند تا فعال‌تر عمل کنند. این تکنیک‌ها در برنامه‌های سلامتی مثل گام‌شمارها یا سیستم‌های آموزشی مثل استرایک Duolingo به راحتی قابل مشاهده است.  

به لطف مطالعات گسترده در حوزه علوم شناختی و رفتاری می‌دانیم که پاسخ افراد به گیمیفیکیشن تحت تاثیر ویژگی‌های شخصیتی است. برای مثال، برون‌گراها به رقابت و رهبری جدول امتیازات واکنش مثبت نشان می‌دهند و درون‌گراها ترجیح دهند در چالش‌های انفرادی مشارکت کنند. همچنین، افرادی با گرایش به کمال‌گرایی ممکن است در سیستم‌های گیمیفای شده بیش‌ازحد درگیر شوند و دچار فرسودگی گردند. بنابراین طراحی موثر گیمیفیکیشن باید تفاوت‌های شناختی و رفتاری کاربران را در نظر بگیرد تا از یکسان‌سازی و یکسان‌پنداری جلوگیری شود.  

گیمیفیکیشن فقط یک ترفند بازاریابی یا طراحی نیست، بلکه یک حوزه‌ی میان‌رشته‌ای است که از علوم اعصاب، روان‌شناسی رفتاری، و اقتصاد بهره می‌برد. درک عمیق این مکانیسم‌ها به سازمان‌ها کمک می‌کند تا سیستم‌هایی طراحی کنند که جذاب، پایدار و سازگار با نیازهای خودشان و کاربران باشد.

هدف و کاربرد گیمیفیکیشن در بیزینس چیست؟

داستان گیمیفیکیشن فراتر از اعتباردهی و نشان‌های مجازی است. برنامه‌های وفاداری هوشمند و سیستم‌های انگیزشی کارمندان فقط بخشی از محیط قابل تاثیرگذاری این مفهوم است. در ادامه نشان می‌دهیم که چگونه این تکنیک می‌تواند به یک مزیت رقابتی تبدیل شود.

یکی از اصلی‌ترین اهداف گیمیفیکیشن در کسب‌وکار، جذب و حفظ مشتریان از طریق ایجاد تجربه‌ای تعاملی و لذت‌بخش است. با استفاده از مکانیسم‌هایی مانند سیستم‌های امتیازدهی، چالش‌های ویژه و برنامه‌های پاداش، برندها مشتریان را به تعامل بیشتر هل می‌دهند.

برای مثال برنامه‌های وفاداری‌ مشابه Starbucks Rewards با ارائه امتیاز و جایزه در ازای خریدهای مکرر، نه‌تنها میزان خرید را افزایش می‌دهند، بلکه حس تعلق و وفاداری مشتریان را تقویت می‌کنند.

گیمیفیکیشن در محیط‌های کاری با تبدیل فرآیندهای روزمره به فعالیت‌های چالش‌برانگیز و رقابتی، انگیزه و مشارکت کارکنان را افزایش می‌دهد. ابزارهایی مانند نشان‌های موفقیت (Badges)، و سیستم‌های پیشرفت پلکانی، رقابت سالمی در تیم‌ها ایجاد می‌کند.

مثلا شرکت Salesforce از گیمیفیکیشن برای تشویق فروشندگان استفاده کرد و نتایج می گویند که این روش بهره‌وری را تا ۳۵٪ افزایش داده است.  

بسیاری از سازمان‌ها از گیمیفیکیشن در برنامه‌های آموزشی و توسعه منابع انسانی استفاده می‌کنند تا فرآیند یادگیری جذاب‌تر و موثرتری داشته باشند. پلتفرم‌هایی مثل Duolingo با استفاده از چالش‌های روزانه، آزمون‌های تعاملی، و سیستم‌های پاداش، یادگیری را به یک تجربه‌ی لذت‌بخش تبدیل می‌کنند. این روش میزان حفظ اطلاعات را تا ۹۰٪ در مقایسه با روش‌های سنتی افزایش می‌دهد.

گیمیفیکیشن نه‌ تنها رفتار کاربران را تغییر می‌دهد، بلکه داده‌های ارزشمندی درباره ترجیحات و الگوهای تعامل آن‌ها جمع‌آوری می‌کند. شرکت‌ها با تحلیل این داده‌ها می‌توانند پیشنهادهای شخصی‌سازی شده، کمپین‌های هدفمند، و استراتژی‌های بازاریابی خیلی دقیق‌تری بچینند.  

بنابراین گیمیفیکیشن دیگر یک ابزار جانبی نیست، بلکه یک راهبرد کلیدی در بازاریابی، مدیریت منابع انسانی، و توسعه محصول محسوب می‌شود. با ترکیب اصول روان‌شناسی رفتاری و فناوری‌های دیجیتال، کسب‌وکارها می‌توانند سودآوری فزاینده‌ای داشته باشند.

طراحی یک سیستم گیمیفیکیشن هوشمندانه همان چیزی است که باید هر چه زودتر به فکر آن باشید.

فرم درخواست مشاوره

تاثیر گیمیفیکیشن بر استراتژی بازاریابی چیست؟

می‌دانیم که کمپین‌های بازاریابی بر پایه گیمیفیکیشن به طور متوسط ۳۰% نرخ تعامل بالاتری نسبت به روش‌های سنتی دارند و ماندگاری پیام برند در ذهن مصرف‌کننده تا ۴۰% بهتر می‌شود.

از مهم‌ترین مزایای گیمیفیکیشن در تلفیق با مفاهیم بازاریابی، توانایی ایجاد تعامل پایدار و طولانی‌مدت با مخاطبان است. برخلاف تبلیغات معمولی که تاثیر کوتاه مدتی دارند، سیستم‌های گیمیفای شده با ایجاد چرخه‌های مداوم انگیزشی، تضمینی برای بازگشت دوباره کاربران است. ویژگی ایجاد انگیزه به خصوص در برنامه‌های وفاداری مشتریان و اپلیکیشن‌های موبایل بسیار موثر است؛ همان جایی که برندها از طریق چالش‌های روزانه و هفتگی در حال تقویت ارتباطشان با مشتریان هستند.

اگر داده‌محور نگاه کنیم، گیمیفیکیشن یک ابزار قدرتمند برای جمع‌آوری اطلاعات رفتاری مشتریان به ما می‌دهد. هر تعامل کاربر با عناصر بازی‌گونه، داده‌های ارزشمندی درباره ترجیحات و رفتارهای مصرفی او تولید می‌کند. این اطلاعات به تیم بازاریابی کمک می‌کند کمپین‌های شخصی‌سازی شده طراحی کنند و پیشنهادهای هدفمندتری به مشتری ارائه شود.

از استراتژی‌های کلیدی قابل پیاده‌سازی، برنامه‌های وفاداری گیمیفای‌شده است که امروزه جایگزین سیستم‌های سنتی امتیازدهی شده‌اند. برندهایی مثل استارباکس و اسنپ‌فود با ایجاد سطوح مختلف عضویت از نقره‌ای تا پلاتینی و چالش‌های دوره‌ای، ترغیب خوبی برای تعامل مداوم کاربر دارند. این استراتژی نرخ بازگشت مشتری را افزایش می‌دهد و با ایجاد حس پیشرفت و بدست آوردن یک دستاورد، ارزش ادراک شده بیشتری از برند به مشتری می‌دهد. داده‌ها نشان می‌دهند این روش تا ۶۰% بیشتر از برنامه‌های وفاداری سنتی، مشتریان را نگه می‌دارد.  

بازاریابی محتوای تعاملی دومین استراتژی موثر است که در آن از گیمیفیکیشن برای افزایش تعامل با محتوا استفاده می‌شود. مثال واضح آن کمپین‌های کوئیز مرتبط با عناصر برند است که کاربران را به کشف محتوا و اشتراک‌گذاری آن ترغیب می‌کنند. برندهایی مانند کوکا‌کولا با ایجاد مسابقات اینستاگرامی و سیستم‌های امتیازدهی برای مشارکت کاربران، هم محتوای تولیدشده توسط کاربر (UGC) را برای خودشان افزایش داده‌اند و هم نرخ اشتراک‌گذاری محتوایشان را تا ۳ برابر بهبود بخشیده‌اند. استراتژی بازاریابی محتوای تعاملی به‌ ویژه برای افزایش آگاهی از برند در شبکه‌های اجتماعی موثر است.  

سومین استراتژی، تبدیل فرآیند خرید به تجربه‌ای بازی‌گونه است که پلتفرم‌های تجارت الکترونیک علاقه خاصی به آن دارند. مثلا علی‌بابا با ویژگی‌هایی مانند مزرعه سکه و دیجی‌کالا با گردونه شانس، تشویقی برای بازشگت به روند خرید برای مشتری در نظر می‌گیرند. این استراتژی با استفاده از اصول روانشناسی مانند ترس از دست دادن (FOMO) و پاداش‌های متناوب، نرخ تبدیل را تا ۲۵% افزایش می‌دهد.

تکنیک‌ها و اصول گیمیفیکیشن

شاید یکی دیگر از تعاریف گیمیفیکیشن آوردن حال‌وهوای بازی به فضاهایی که بازی نیستند، باشد. مثل آموزش، کسب‌وکار یا حتی اپلیکیشن‌های روزمره و آن هم با یک هدف ساده: انگیزه دادن به آدما برای انجام کارهایی که شاید به‌تنهایی جذاب نباشند. در ادامه سراغ اصول کلیدی گیمیفیکیشن و اشتباهاتی رایج، میرویم که قبل از راه‌اندازی این سیستم یا حتی خرید دوره گیمیفیکیشن باید بدانید.

۱. یک هدف مشخص طراحی کنید.

پیش از طراحی، رفتارهایی را که می‌خواهید ایجاد، تکرار یا حذف کنید، به‌دقت تعریف کنید. بسیاری از پروژه‌های گیمیفیکیشن صرفاً بازی‌سازی می‌کنند، بدون اینکه بدانند دقیقاً چه رفتاری باید تغییر کند. مثلا شاید بخواهید همچین اهدافی را برای بازی خود در نظر بگیرید:

  • «کاربر هر روز لاگین کند»
  • «مشتری دومین خرید را انجام دهد»
  • «مأموریت‌ها را سر موقع تکمیل کند»

در اینجاست که از چارچوب هدف‌گذاری SMART (خاص، قابل اندازه‌گیری، قابل دستیابی، مرتبط و زمان‌محور) برای تعریف اهداف استفاده کنید. هدف‌گذاری اسمارت باید مشخص (Specific)، قابل اندازه‌گیری (Measurable)، دست‌یافتنی (Achievable)، مرتبط (Relevant)، و با محدودیت زمانی (Time-bound) باشد.

 

۲. بازیکنان خودتان را بشناسید!

شما اهداف و دلیل طراحی یک سیستم گیمیفیکیشن را میدانید اما کاربراتتان چه؟ آنها چرا باید چالش و بازی‌های شرکت کنند؟ طبق مدل Bartle Player Types تنها ۴ نوع بازیکن وجود دارد:

Achievers: دنبال پیشرفت و چالش‌اند.

Explorers: دنبال کشف ویژگی‌های پنهان‌اند.

Socializers: به تعامل با دیگران اهمیت می‌دهند.

Killers: رقابت‌جو و رتبه‌محور.

حال این وظیفه شماست که به انواع این تیپ‌های شخصیتی یک دلیل و انگیزه برای تعامل با بازی خودتان بدهید. مثلا شاید بخواهید برای Achievers سیستم سطح و نشان بدهید یا برای Socializers فروم، چت یا مأموریت گروهی فعال کنید.

۳. طراحی پیشرفت واقعی (Progression) نه فقط سطح

یک خطای رایج در سیستم سازی گیمیفیکیشن، سیستم امتیازدهی و سطوح بی‌معناست که جز ایجاد تغییر عددی کاربرد و جذابیت دیگری ندارد.

توجه داشته باشید که هر سطح باید تغییری واقعی ایجاد کند. مثلا:

  • دسترسی به ویژگی جدید
  • باز شدن محتوای انحصاری
  • توانایی انجام اقدام خاص (مثل دعوت دوستان، یا شرکت در رقابت‌ها)

۴. بازخورد آنی و قابل‌درک

مثلاً وقتی مرحله‌ای را تمام کرد، نوار پیشرفت تکمیل شود، پیام تبریک داده شود، و امتیاز را بلافاصله نمایان کنید. تأخیر در نمایش نتیجه باعث از دست رفتن انگیزش می‌شود.

همچنین بازخورد باید دقیق باشد: مثلاً «عالی! ۳۰٪ مسیر را طی کردی، فقط ۲ مرحله تا پاداش نهایی.»

۵. پاداش‌های مرتبط، کمیاب و ارزشمند

با اعمال مورد قبل شاید تلاش‌های بازیکن دیده شود اما نمیتوان آن را پاداش یا هدیه خطاب کرد. همانطور که شما باز شدن مرحله دوم پس از طی کردن مرحله اول را یک پاداش نمیدانید.

پاداش‌ها را به‌گونه‌ای طراحی کنید که:

  • مرتبط با نیاز یا خواست کاربر باشد (مثلاً دسترسی زودتر به نسخه جدید)
  • کمیاب باشد (مثلاً فقط ۵ نفر اول به سطح طلایی برسند)
  • ملموس باشد (مثلاً کد تخفیف واقعی یا امکان انتخاب آواتار ویژه)

از اصل اقتصاد رفتاری استفاده کنید: پاداش باید ارزش ادراک‌شده بالا داشته باشد.

۶. توازن رقابت و همکاری اجتماعی

برخلاف چیزی که شاید راجب ایجاد رقابت در بازی‌ها شنیده باشید، تمرکز بیش از حد روی رقابت باعث ریزش کاربران با انگیزه پایین می‌شود. پیشنهاد میکنیم چالش‌های تیمی ایجاد کنید که کاربران بتوانند با هم امتیاز بگیرند، نه فقط علیه هم.

از طرفی دیگر لیدربورد یا همان جدول امتیازات را با ویژگی‌های انسانی‌تر همراه کنید: امکان «قدردانی» از دیگر کاربران، مشاهده موفقیت دیگران، ارسال پیام تبریک.

۷. از داستان سرایی استفاده کنید!

داستان‌ها همیشه راهی برای جذب مخاطب پیدا میکنند و خبر خوب اینجاست که کسب و کارها با بکارگیری بازی میتوانند داستان‌های جالبی روایت کنند. از طرفی دیگر استفاده از گیمیفیکیشن بدون زمینه یا تم، باعث بی‌هویتی تجربه کاربر می‌شود.

قبل از هر چیز یک تم مناسب انتخاب کنید انتخاب کنید (مثل سفر فضایی، نجات زمین، ساخت امپراتوری)، سپس چالش‌ها را در قالب داستان قرار دهید:

مثلاً «در مأموریت شماره ۳ باید از ایستگاه فضایی اطلاعات جمع‌آوری کنی.»

در آخر فراموش نکنید که هر مرحله، فصل یک داستان است و کاربر قهرمان آن است.

 

مدل‌های گیمیفیکیشن مطرح

موفقیت گیمیفیکیشن مستلزم استفاده از چارچوب‌های علمی و مدل‌های اثبات‌شده است. مدل‌های گیمیفیکیشن با الهام از اصول روانشناسی رفتاری و مکانیک بازی‌ها، به سازمان‌ها کمک می‌کنند تا سیستم‌های انگیزشی کارآمدی طراحی کنند که هم برای کاربران جذاب باشد و هم به اهداف بیزینسی پاسخ دهد. هر مدل زاویه‌ای متفاوت از تعامل انسان با سیستم‌های گیمیفای شده را در نظر می‌گیرد و بر همان اساس پیاده‌سازی می‌شود.

۱. مدل PBL (امتیاز، نشان‌ها و جدول رده‌بندی)

مدل PBL پایه‌ای‌ترین و پرکاربردترین چارچوب گیمیفیکیشن محسوب می‌شود که بر سه عنصر کلیدی تمرکز دارد:

  • امتیاز (Points) برای اندازه‌گیری پیشرفت
  • نشان‌ها (Badges) به عنوان نماد دستاوردها
  • جدول رده‌بندی (Leaderboards) برای ایجاد رقابت

این مدل به ویژه در برنامه‌های وفاداری و محیط‌های آموزشی کاربرد گسترده‌ای دارد. مثلا Duolingo از این مدل برای انگیزش کاربران در یادگیری زبان استفاده می‌کند.

۲. مدل ۸ هسته‌ای گیمیفیکیشن (Octalysis)

یو-کای چو در این مدل پیشرفته، هشت محرک انسانی را شناسایی کرده است:

  • معناسازی
  • پیشرفت و موفقیت
  • خلاقیت
  • مالکیت
  • تاثیر اجتماعی
  • کمبود و عجله
  • کنجکاوی
  • اجتناب از ضرر

چارچوب اکتالیسیس به بازاریاب‌ها کمک می‌کند استراتژی‌های گیمیفیکیشن مبتنی بر انگیزه‌های روانشناختی کاربران طراحی کنند. یک نمونه گیمیفیکیشن خوب Nike Run Club با ترکیب ۳ هسته پیشرفت، تاثیر اجتماعی و معناسازی تجربه بازی‌محور جذابی به کاربران خود ارائه داد. این برنامه که توسط تیم نایکی ساخته شده توانسته توجه و علاقه جمع زیادی از ورزشکاران و دوندگان را جلب کند که دور هم جمع شوند و حتی با یکدیگر رقابت کنند.

۳. مدل MDA (مکانیک، دینامیک، زیبایی‌شناسی)

این مدل سه لایه از مفاهیم طراحی بازی را تحلیل می‌کند:

  • مکانیک (قوانین پایه)
  • دینامیک (رفتار سیستم در عمل)
  • زیبایی‌شناسی (تجربه احساسی کاربر)

در علم بازاریابی، این مدل مسئول هماهنگ‌سازی عناصر گیمیفیکیشن با شخصیت برند است. از جمله نمونه‌های موفق اجرای این مدل گیمیفیکیشن، Starbucks با برنامه Rewards بود که کاربرد این مدل را در عمل به خوبی نمایش داد.

 

۴. مدل ۶ مرحله‌ای گیمیفیکیشن (Werbach)

کلوین ورباخ این مدل را با مراحل زیر تدوین کرد:

  • تعریف اهداف
  • شناسایی رفتارهای هدف
  • شناخت کاربران
  • طراحی چرخه‌های فعالیت
  • استفاده از عناصر بازی
  • پیاده‌سازی ابزارها

چارچوب ورباخ برای پروژه‌های سازمانی پیچیده مناسب است. شرکت SAP از نمونه‌های موفق اجرای مدل ورباخ است که سیستم آموزش کارکنان خود را گیمیفای کرد و نتایج چشمگیری در مشارکت و حفظ اطلاعات دستگیرش شد.

۵. مدل RAMP (خودمختاری، تسلط، ارتباط، هدف)

این مدل چهار نیاز اساسی روانشناختی خودمختاری (Autonomy)، تسلط (Mastery)، ارتباط (Relatedness) و هدف (Purpose) را به عنوان هسته خود تنظیم می‌کند. در بازاریابی تعاملی، این مدل به ایجاد برنامه‌هایی کمک می‌کند که نیازهای عمیق‌تر کاربران هدف آن‌هاست. بازی Foldit از مثال‌های موفق این مدل است که با ترکیب تسلط (حل پازل‌های علمی) و هدف (کمک به تحقیقات پزشکی) کاربران زیادی برای خود جمع کرده است.

بازی‌محوری در خدمات باشگاه مشتریان سپیدار

باشگاه مشتریان سپیدار با بهره‌گیری از اصول گیمیفیکیشن، تجربه متمایزی از باشگاه مشتریان به کاربران شما ارائه خواهد داد. سیستم باشگاه مشتریان سپیدار با طراحی سطوح مختلف عضویت برنزی، نقره‌ای و طلایی به همراه امتیازدهی هوشمند، تعامل مستمر مشتریان با برند را تضمین می‌کند. هر خرید یا مشارکت در برنامه‌های ویژه، امتیازاتی به همراه دارد که حس رقابت در کاربر را تقویت می‌کند.  

سیستم پاداش‌های پیش‌بینی‌نشده نیز از دیگر نقاط قوت باشگاه مشتریان سپیدار محسوب می‌شود. اعضا به صورت تصادفی و در بازه‌های زمانی مختلف، با جوایز غافلگیرکننده یا امتیازات مضاعف روبرو می‌شوند. این تکنیک که بر اساس اصل پاداش متناوب در روانشناسی شکل گرفته، وابستگی عاطفی مشتریان به برند را تقویت کرده و تعامل آن‌ها با برند را پایدارتر می‌کند.  

این موارد تنها برخی از امکانات ابتدایی باشگاه مشتریان سپیدار است. سیستم گیمیفیکیشن در باشگاه مشتریان امکان استفاده از هر استراتژی و مدل گیمیفیکیشنی را برای شما فراهم می‌کند. برای درخواست مشاوره درباره پلن‌های ما و امکانات بازی‌وارسازی باشگاه مشتریان سپیدار می‌توانید با استفاده از فرم زیر با ما در ارتباط باشید.

فرم درخواست مشاوره

۵/۵ - (۱ امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هلدینگ بزرگ سپیدار

گروه شرکت های دانش بنیان سپیدار (هلدینگ سپیدار) از به هم پیوستن شرکت های زیر مجموعه خود (انفورماتیک پارسیس ، نوین توسعه ایده گستران ، سیما گستر طوس) در سال 1397 با تکیه بر تجربه یک دهه فعالیت ، متولد و تاسیس گردید . امروزه سپیدار با ارائه زنجیره ای از خدمات و راه کارهای جامع در حوزه تجارت الکترونیک ، به مرجعی قابل اعتماد برای کسب و کارها تبدیل شده است .

منتخب خدمات

اطلاعات تماس

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به گروه سپیدار می باشد.