بلاگبازاریابی و فروشقیف فروش چیست؟ راهنمای کامل + قیف بازاریابی

قیف فروش چیست؟ راهنمای کامل + قیف بازاریابی

زمان مطالعه: 14 دقیقه

همه چیز از اولین برخورد مشتری با کسب‌وکار شما آغاز می‌شود. این شما هستید که باید مشتریان بالقوه را به مشتریان بالفعل تبدیل کنید. اما چطور؟ یک روند کلی برای این موضوع وجود دارد. شناخت درست این روند و بکارگیری آن، نرخ بازگشت مشتریان را بالا می‌برد.

شما فقط با برآورده کردن نیاز خریدار موفق نمی‌شوید. یک مشتری باید به کالای شما ترغیب شود، آن را خریداری کند و انتخاب بعدی او برای خرید نیز شما باشید.

نزدیک‌تر شدن به این هدف مستلزم دانستن مفاهیمی از بازاریابی درست و راهکارهای کارامد افزایش فروش است. مفهوم قیف فروش (یا همان Sales Funnel که با اسم قیف مشتری هم آن را می‌شناسند) از همین موضوعات است که در این مقاله به آن می‌پردازیم.

قیف فروش چیست و چگونه کار می‌کند؟

مفهوم فروش در بازاریابی اصولا به نهایی کردن یک معامله اشاره دارد اما کل پروسه این نیست. قیف فروش نمایشی از روند تبدیل یک فرد معمولی به یک مشتری هوادار است. اما چرا این نمایش را استفاده می‌کنیم؟

هر قسمت از روند رسیدن به فروش و بعد از آن، نیازمند توجهات خاصی است. شناخت درست هر مرحله به ما کمک می‌کند تا تمهیدات درستی برای هر قسمت فراهم آوریم. در این صورت فروش بهینه شده و مشتریان بالقوه ما به سمت بالفعل شدن می‌روند.

برای مثال در یک فروشگاه آنلاین موبایل، کاربر به وسیله تبلیغات با برند آشنا می‌شود، محصول موردنظرش را بررسی می‌کند، تصمیم می‌گیرد و خرید می‌کند. در این میان خدمات پس از فروش و موارد مشابه او را به برند وفادار می‌کنند.

قیف فروش چه مراحلی دارد؟

در ظاهر ماجرا شما با یک مخروط چند مرحله‌ای طرف هستید. اما این ترسیم فقط یک نمایش کلی از تمام داستان است. در هر مرحله جزئیات زیادی نهفته است که باید بررسی شوند. تعداد افراد در هر مرحله یکی از جزئیات مهم قیف فروش است. نرخ تبدیل افراد به مشتری و هوادار، نرخ ریزش افراد و نرخ بازگشت برخی از دیگر ویژگی‌های مورد بررسی در هر مرحله هستند.

مدل‌های زیادی برای مراحل قیف فروش ارائه شده است. به طور معمول اما ۵ مرحله برای قیف فروش در نظر گرفته می‌شود.

  1. آگاهی (Awareness)
  2. علاقه‌مندی (Interest)
  3. تصمیم‌گیری و بررسی (Decision)
  4. اقدام به خرید (Action)
  5. وفاداری (Loyalty)

این مراحل در مدل‌های مختلف متفاوت هستند. بیایید هر بخش را بیشتر بررسی کنیم.

۱. آگاهی

مرحله آگاهی، دهانه قیف شماست. باید بتوانید افراد را از این مرحله وارد قیف خود کنید. احساس نیاز به یک هر چیزی، افراد را به جستجوی راه‌حل وامی‌دارد. شما می‌توانید یکی از این راه‌‌حل‌ها باشید. فرد در مرحله آگاهی می‌فهمد که شما یک گزینه احتمالی برای او هستید که می‌تواند به او کمک کند.

از جمله مواردی که در مرحله توجه و آگاهی به شما کمک می‌کند، سئوی سایت شماست. اگر کاربر در اولین نتایج گوگل به سایت شما برسد، بسیار راحت‌تر به شما اعتماد می‌کند. شبکه‌های اجتماعی نیز نقطه تماس خوبی برای آگاهی کاربر از برند شما هستند. تولید محتوا کنید و نقاط تماس بیشتری در اختیار کاربر قرار دهید. دهانه قیف شما باز است تا تعداد زیادی از افراد را جذب کنید.

برخی کارشناسان بازاریابی به کیفیت ورودی قیف نیز اهمیت می‌دهند.از نظر آنها تعداد افراد وارد شده از قیف به مرحله آگاهی لزوما معیار خوبی از مرحله آگاهی نیست. کیفیت افراد در حال ورود به مرحله آگاهی نیز دارای اهمیت است.

۲. تمایل و علاقه

افرادی که در این قسمت از قیف هستند مشتری بالقوه محسوب می‌شوند. الان فرصت در دستان شماست تا این مشتریان بالقوه را به مشتریان بالفعل تبدیل کنید. در مرحله علاقه کاربر باید متقاعد شود که شما را انتخاب کند. باید درست و به جا عمل کنید اما، حرکت درست در مرحله Interest به بستر ورود مشتری وابسته است.

برای مثال کاربر در حال بازدید از وب‌سایت شماست. یک اعلان Live Chat فرد را به پرسش و پاسخ ترغیب می‌کند. مشتری سوالاتش را می‌پرسد و مشاوره دریافت می‌کند. او حال می‌داند که دقیقا چه می‌خواهد و مایل است که از ما خرید کند. اما همچنان خریدی اتفاق نمی‌افتد. مشتری بالقوه ما از اقدام به خرید مطمئن نیست. هنوز یک مرحله تا خرید فاصله است.

۳. تصمیم‌گیری

اکنون کاربر داستان ما می‌داند که به دنبال چیست. همین‌طور می‌داند که ما می‌توانیم مشکل او را حل کنیم. او اکنون یک مشتری جذب شده محسوب می‌شود. مشتری در مرحله تصمیم‌گیری دقیق‌تر می‌شود. قیمت‌ها را چک می‌کند، محصولات مختلف را می‌بیند و حتی ممکن است رقبای شما را چک کند. مشورت با دوستان و نزدیکان در این مرحله بیشتر از پیش خواهد شد.

صفحات پاپ‌آپ محصولات مرتبط و تخفیف‌های ویژه‌ در مرحله تصمیم‌گیری بسیار کارآمد خواهند بود. در این مرحله باید به هر روشی که می‌توانید کاربر را به سمت خرید هدایت کنید.

۴. اقدام به خرید

مشتری شما از مرحله تصمیم‌گیری گذر کرده است. در مرحله اقدام به خرید لزوما ممکن است خریدی انجام نشود. مهم آن است که مشتری را تا به این مرحله آورده‌اید. اگر مشتری خرید کند حالت ایده‌آل مرحله خرید را خواهیم داشت. اگر خریدی انجام نشد می‌توانید با اقداماتی کاربر را دوباره به چرخه قیف برگردانید.

برای مثال کاربری در یک فروشگاه آنلاین فرض کنید که در صفحه خرید به عقب رفته است. می‌توان با یک ایمیل مارکتینگ خوب، خرید این مشتری را نهایی کرد. مثلا می‌توانید یک ایمیل با این محتوا برای کاربر ارسال کنید:

“ هنوز سبد خرید رو نهایی نکردی؟ ۴ درصد تخفیف فقط با تکمیل سفارش تا ۱۲ ساعت آینده”

تحلیل رفتار کاربر نیز مهم است. سوالات زیر درک خوبی از رفتار کاربر ارائه می‌دهند.

  • چرا کاربر از خرید منصرف شد؟
  • در کدام مرحله از خرید منصرف شد؟
  • مشکل دقیقا چه بود؟ آیا فنی بود یا خیر؟
  • چطور می‌توان این مشکل را برطرف کرد؟

در مرحله خرید باید فرآیند خرید با به شدت ساده و دسترس‌پذیر کنید. موانع احتمالی را بررسی و رفع کنید. مانعی هر چند کوچک ممکن است مشتری را از خرید برگرداند. بازرسی مراحل خرید باید همیشه در برنامه شما باشد.

۵. وفاداری

مشتری خرید خود را انجام داده است. فکر می‌کنید کار ما تمام شده است؟ اگر جواب شما بله است، سخت اشتباه می‌کنید. سفر مشتری نباید پس از خرید به اتمام برسد. اصل ماجرا در مرحله وفاداری آغاز می‌شود.

ارائه خدمات پس از فروش، تخفیف برای خرید بعدی، ارائه محصولات با کیفیت و پشتیبانی خوب، مشتریان بالفعل شما را به مشتریان وفادار و هوادار تبدیل می‌کند. کاربر بار بعد هم از شما خرید می‌کند. همچنین به دوستان و آشنایان خود شما را توصیه می‌کند. این مرحله می‌تواند به خوبی ادامه داشته باشد و برای کسب‌وکارتان مشتری بیشتری بیاورد.

بیشتر بدانید:بازاریابی دهان به دهان چیست و چه تاثیری بر بازاریابی دارد؟

دلیل نام‌گذاری قیف فروش چیست؟

شکل قیف برای همه ما آشناست. ورودی آن دهانه گسترده‌ای است و پایین‌تر که بروید مسیر باریک‌تر می‌شود.

در مرحله آگاهی، تعداد مطلوبی از افراد برای مثال، ممکن است تبلیغات ما را به صورت محیطی یا مجازی مشاهده کنند. اما چند نفر از آن‌ها به محصول ما نیاز دارند؟ از بین آن‌هایی که نیاز دارند، چند نفر به تبلیغ توجه می‌کنند؟ افرادی که متوجه شدند، پیگیر شدند؟ هر چه جلوتر می‌رویم تعداد افرادی که از فیلتر این سوالات رد می‌شوند کمتر و کمتر می‌شود.

شکل قیف را تصور کنید. قیف دهانه‌ای باز در بالا دارد و هر چه پایین‌تر برویم، مسیر باریک‌تر می‌شود. فلسفه نام‌گذاری مفهوم قیف فروش در بازاریابی از همینجا می‌آید.

در ابتدا، تعداد زیادی از افراد وارد این قیف می‌شوند. آن‌ها ممکن است تبلیغات ما را ببینند، نام برند ما را بشنوند یا درباره محصول ما چیزی بخوانند. اما این فقط یک شروع است.

در همان مراحل اولیه، بسیاری از این افراد کنار می‌روند. برخی به محصول ما نیاز ندارند. برخی توجهی نشان نمی‌دهند. برخی حتی متوجه تبلیغ ما نمی‌شوند. آن‌هایی که باقی می‌مانند، وارد مرحله بعدی می‌شوند.

در این مرحله، قیف کمی باریک‌تر می‌شود. افراد کمتری باقی می‌مانند. بعضی‌ها به محصول علاقه پیدا می‌کنند اما اقدامی انجام نمی‌دهند. برخی مردد می‌مانند و به سراغ گزینه‌های دیگر می‌روند. برخی به خرید فکر می‌کنند و حتی محصول مورد نظرشان را به سبد خرید هم اضافه میکنند اما در نهایت منصرف می‌شوند.

هرچه به پایین قیف نزدیک‌تر شویم، تعداد افراد کمتر می‌شود. در هر مرحله، بخشی از افراد از این مسیر حذف می‌شوند. در نهایت، تنها تعداد محدودی از افراد به انتهای قیف می‌رسند و خرید می‌کنند.

قیف فروش نشان می‌دهد که چرا در هر مرحله، افرادی از روند خارج می‌شوند. اگر بتوانیم این فرآیند را درک کنیم، می‌توانیم با برنامه‌ریزی بهتر، افراد بیشتری را تا انتهای قیف هدایت کنیم.

 

کاریز فروش چیست و چرا با قیف فروش متفاوت است؟

کاریز فروش مسیر حرکت فرصت‌های فروش است. این مسیر از اولین تماس با مشتری بالقوه شروع می‌شود و تا بستن قرارداد ادامه دارد. فروشنده‌ها با بررسی کاریز، فرصت‌های باز را مدیریت می‌کنند. همچنین پیش‌بینی می‌کنند چه تعداد فروش نهایی خواهند داشت.

قیف فروش با کاریز فروش فرق دارد. قیف فروش مسیر تصمیم‌گیری مشتری را نشان می‌دهد. اما کاریز فروش مربوط به فعالیت‌های تیم فروش است. در قیف فروش نگاه از سمت مشتری است. یعنی چه تعداد افراد وارد می‌شوند، چند نفر علاقه‌مند می‌شوند و چه کسانی خرید می‌کنند. در این مسیر، تعداد افراد مرحله به مرحله کمتر می‌شود.

در کاریز فروش نگاه از سمت فروشنده است. مشخص می‌شود که هر فرصت فروش در کدام مرحله قرار دارد. فروشنده باید اقدام مناسب را انجام دهد تا آن فرصت را به فروش برساند. یک مثال این تفاوت را ملموس‌تر می‌کند.

فرض کنید شرکت نرم‌افزاری هستید. محصول شما یک نرم‌افزار مدیریت باشگاه مشتریان است. ابتدا یک کمپین تبلیغاتی آنلاین راه‌اندازی می‌کنید. هزار نفر تبلیغ شما را می‌بینند. از این تعداد، دویست نفر وارد سایت شما می‌شوند تا بیشتر درباره محصول بدانند. پنجاه نفر فرم درخواست دموی نرم‌افزار را پر می‌کنند. این همان مسیری است که در قیف فروش اتفاق می‌افتد. در هر مرحله، تعداد افراد کمتر می‌شود. تنها ده نفر در نهایت تصمیم به خرید می‌گیرند.

اما همین پنجاه نفری که فرم پر کرده‌اند، وارد کاریز فروش می‌شوند. تیم فروش با هر کدام تماس می‌گیرد. بعضی‌ها پاسخ می‌دهند و جلسه دمو برگزار می‌شود. چند نفر درخواست قیمت می‌کنند. با بعضی از آن‌ها مذاکره انجام می‌شود. نهایتاً قرارداد با پنج نفر بسته می‌شود و فروش انجام می‌گیرد.

در قیف فروش نگاه می‌کنیم چند نفر جذب شدند و چند نفر خرید کردند. اما در کاریز فروش دقیقاً می‌دانیم هر مشتری بالقوه در چه مرحله‌ای قرار دارد و چه اقدام بعدی لازم است تا او را به مشتری واقعی تبدیل کنیم.

تفاوت قیف فروش و قیف بازاریابی چیست؟

تا ایتنجا میدانیم که قیف فروش در بازاریابی نیز سررشته دارد اما قیف بازاریابی (Marketing Funnel) مسیر آشنا شدن مخاطب با برند را توضیح می‌دهد. این قیف روی جلب توجه، ایجاد علاقه و ترغیب مخاطب به اقدام تمرکز دارد. هدف بازاریابی این است که مخاطب را از یک فرد ناآشنا به یک Lead با کیفیت تبدیل کند و تحویل تیم فروش بدهد.

در واقع قیف بازاریابی کارش ایجاد آگاهی و علاقه است. این قیف کمک می‌کند تا افراد بیشتری برند را بشناسند و به مرحله‌ای برسند که حاضر باشند وارد گفت‌وگو با تیم فروش بشوند.

تفاوت این دو قیف در نقطه تمرکز آن‌هاست. قیف بازاریابی بر آگاه‌سازی و ایجاد علاقه تمرکز دارد، در حالی که قیف فروش بر فرآیند تصمیم‌گیری و خرید تمرکز می‌کند. برای مثال، شرکتی را در نظر بگیرید که نرم‌افزار آموزشی عرضه می‌کند. تیم بازاریابی با انتشار مقالات و تبلیغات، مخاطبان را جذب می‌کند. برخی از این مخاطبان، فرم درخواست دمو را تکمیل می‌کنند. این افراد وارد قیف فروش می‌شوند. سپس تیم فروش با آن‌ها تماس می‌گیرد، نیاز آن‌ها را می‌سنجد، نرم‌افزار را معرفی می‌کند و در نهایت قرارداد فروش را منعقد می‌کند. قیف بازاریابی این افراد را جذب کرده و قیف فروش آن‌ها را به مشتری تبدیل کرده است.

چگونه یک قیف فروش موثر طراحی کنیم؟

جامعه مشتریان شما هر کدام در یک مرحله خاص از قیف فروش قرار دارند. نوع برخورد شما در قیف فروش باید با هر دسته از این مشتریان ، متفاوت باشد. باید بتوانید در زمان درست با هر گروه به درستی برخورد کنید. این موضوع مستلزم شناخت درست شما از کسب‌وکارتان است. سناریوی فروش شما باید متناسب با کسب‌وکار خودتان طراحی شود. طراحی یک قیف فروش درست و کارآمد نیازمند رعایت یک سری اصول است.

مخاطب هدف خود را بشناسید

برای شروع، باید مخاطب خود را به‌خوبی بشناسید. نیازها، دغدغه‌ها و رفتار خرید او را تحلیل کنید. این شناخت کمک می‌کند پیام درستی به مخاطب هدف خود منتقل کنید. اگر پیام شما درست منتقل شود، توجه مخاطب به خوبی جلب خواهد شد.

مسیر خرید را در نظر داشته باشید

قیف فروش چندین مرحله دارد. از مرحله آگاهی تا خرید، هر کدام هدف مشخصی دارد. برای هر بخش باید محتوای مناسب تولید کنید. ابتدا مخاطب را جذب کنید، بعد علاقه‌مند کنید و در نهایت او را به خرید برسانید.

اعتماد مشتریان را جلب کنید

افراد به سادگی خرید نمی‌کنند. یک مشتری زمانی خرید می‌کند که به شما اعتماد داشته باشد. باید اعتبار خود را نشان دهید. رضایت مشتریان قبلی، نمونه کارها و ضمانت‌های معتبر باعث اطمینان مشتریان شما می‌شود.

پیشنهادات وسوسه‌انگیز بدهید

در مرحله تصمیم‌گیری، پیشنهادات جذاب بدهید. تخفیف محدود، هدیه ویژه یا خدمات تکمیلی گزینه‌های خوبی هستند. کاربر با چنین پیشنهاداتی بیشتر به خرید ترغیب می‌شود. علاوه بر جذابیت، پیشنهادات باید واضح باشند. کاربر باید متقاعد شود که این خرید به سود او خواهد بود. با ارائه پیشنهادات جذاب، شک و تردید کاربر برای خرید کاهش میابد.

نتایج را مرتب بررسی کنید

پس از اجرای قیف فروش، نتایج را بررسی کنید. داده‌های حاصل نشان می‌دهند کدام بخش قیف فروش نیازمند بهبود است. حتی می‌توان فهمید که کدام زیرساخت یا فرهنگ سازمانی کمبود داشته است. با اصلاح بخش‌های ضعیف، نرخ تبدیل افزایش پیدا می‌کند و فروش بیشتر می‌شود.

تحلیل نتایج و بهینه‌سازی مداوم قیف فروش اهمیت دارد. این فرآیند مستمر موجب افزایش کارایی قیف فروش و بهبود نتایج خواهد شد.

چگونه قیف فروش خود را بهینه کنیم؟

قیف فروش (Sales Funnel) نه‌تنها مسیر حرکت مشتری از آگاهی تا خرید را ترسیم می‌کند، بلکه نقاط ضعف و فرصت‌های کسب‌وکار شما را نیز آشکار می‌سازد. بسیاری از شرکت‌ها با وجود جذب ترافیک بالا، به دلیل نقص در بهینه‌سازی مراحل قیف، بخش قابل‌توجهی از مشتریان را از دست می‌دهند.

هدف از بهینه‌سازی قیف فروش، کاهش اصطکاک در مسیر خرید، افزایش نرخ تبدیل و در نهایت، حداکثر کردن بازده سرمایه‌گذاری (ROI) است. این فرآیند ترکیبی از تحلیل داده، روانشناسی مصرف‌کننده و فناوری‌های دیجیتال است. در ادامه، به ۸ گام کلیدی بهینه‌سازی قیف فروش می‌پردازیم.

قیف فعلی را دقیق تحلیل کنید

با ابزارهایی مثل Google Analytics و CRM نقاط ضعف قیف را شناسایی کنید. محاسبه نرخ تبدیل در هر مرحله (از آگاهی تا خرید) به شما نشان می‌دهد کاربران کجا از فرآیند خارج می‌شوند. وقتی بدانید شکاف قیف شما کجاست می‌توانید برای جلوگیری از آن راهی پیدا کنید.

مخاطب باکیفیت جذب کنید

با ترکیب سئو، محتوای آموزشی و تبلیغات هدفمند (مثل گوگل ادز یا اینستاگرام)، ترافیک مرتبط به قیف هدایت کنید. تعداد کاربران ورودی قیف لزوما نشانه موفقیت نیست. اگر کاربر با کیفیت نباشد احتمال ریزش آن در مراحل بعدی بیشتر است.

تصمیم‌گیری را برای مشتری آسان کنید

با ارائه اطلاعات شفاف (مثل FAQ، دموی محصول) و استفاده از Social Proof (نظرات کاربران، Case Study) اعتمادسازی کنید. چت زنده و پشتیبانی سریع نیز شکاف اطلاعاتی را پر می‌کند. مشتری باید در همان نگاه اول و گشت و گذار در وبسایت یا سوشال شما بتواند اعتماد کند.

تسهیل خرید کاربر بسیار مهم است

فرآیند پرداخت را ساده و امن کنید. اینکه کاربر بتواند از چند درگاه پرداخت کند یا اینکه با یک کلید خرید کند به او حس راحتی می‌دهد. گارانتی و تضمین بازگشت وجه نیز ریسک خرید را کاهش می‌دهد. کاربر وقتی بتواند به فرآیند خرید اعتماد کند احتمال بیشتری برای خرید دارد.

مشتری اگر وفادار شود، حفظ می‌شود

برنامه‌های وفاداری مثل تخفیف، امتیازدهی و ایمیل‌های شخصی‌سازی شده پس از خرید، مشتریان را به بازگشت ترغیب می‌کنند. این امر با استفاده باشگاه مشتریان به خوبی محقق می‌شود. باشگاه مشتریان با مدیریت کردن برنامه‌های وفاداری و رصد کاربران باعث جذب و حفظ حداکثری مشتریان شما می‌شود. پیگیری نظرات نیز بهبود تجربه را آسان می‌کند. بنابراین به یک CRM در کنار باشگاه مشتریان نیاز خواهید داشت.

اتوماسیون فرآیندها کار را آسان می‌کند

کمپین‌های هدفمند اجرا کنید. این مورد با ردیابی تعاملات کاربران بدست می‌آید. ابزارهای CRM و اتوماسیون بازاریابی زیاد وجود دارند که می‌توانید از آن‌ها کمک بگیرید.

آزمایش مستمر (A/B Testing) را جدی بگیرید

چیزهای کوچک شاید بی‌اهمیت به نظر برسند اما به شدت موثر هستند و به چشم می‌آیند. تغییرات کوچک مثل متن CTA یا رنگ دکمه‌ها را آزمایش کنید. طراحی اصولی این موارد در جذب کاربران بسیار به کار می‌آید. همچنین بهینه‌سازی برای موبایل و سرعت بارگذاری نیز نرخ تبدیل را افزایش می‌دهد.

تیم فروش و پشتیبانی به آموزش نیاز دارند

تیم‌تان را روی مهارت‌های ارتباطی، مدیریت اعتراضات و دانش محصول آموزش دهید. یک تیم پشتیبانی و فنی خوب در جذب مشتریان بمانند آهنربا عمل خواهد کرد. پشتیبانی ۲۴/۷ نیز تجربه کاربر را بهبود می‌بخشد. نیازی نیست که همیشه کاربر زنده پشت چت باشد. می‌توانید از ربات‌های Live Chat یا سیستم‌های FAQ استفاده کنید. به طور کلی نباید کاربر را معطل کنید. کاربر هر چه سریع‌تر به جواب سوالات خود برسد، احتمال پذیرفتن شما برایش بیشتر است.

انواع مشتریان در مسیر قیف فروش را بشناسید

در قیف فروش، افراد بر اساس میزان نزدیکی به خرید دسته‌بندی می‌شوند. هر گروه نیاز به رویکرد متفاوتی دارد و برای رفتن به مراحل بعدی باید تعیین صلاحیت شود. شناخت انواع قیف فروش کمک می‌کند ارتباط موثرتری برقرار کنید تا فرآیند فروش زودتر به نتیجه برسد.

سرنخ (Lead)

سرنخ به فردی گفته می‌شود که با کسب و کار شما یک نقطه تماس اولیه دارد. بازدید از وب‌سایت، پر کردن فرم ثبت‌نام یا دیدن تبلیغات می‌توانند نقاط تماس احتمالی باشند. لیدها افرادی هستند که تنها وارد قیف فروش شده‌اند و هنوز میزان نیاز یا علاقه آن‌ها به خرید مشخص نیست.

سرنخ واجد شرایط بازاریابی (MQL – Marketing Qualified Lead)

این گروه از سرنخ‌ها، به خدمات یا محصولات شما علاقه بیشتری نشان داده‌اند. برای مثال، ممکن است مطالب تخصصی سایت را مطالعه کرده باشند، در وبینار ثبت‌نام کرده باشند یا یک فایل آموزشی دانلود کرده باشند. رفتار آن‌ها نشان می‌دهد که صلاحیت پیگیری از سمت تیم بازاریابی را دارند، اما هنوز آماده خرید نیستند.

سرنخ واجد شرایط فروش (SQL – Sales Qualified Lead)

سرنخ واجد شرایط فروش کسی است که آمادگی بیشتری برای خرید دارد. مثلا درخواست جلسه مشاوره داده باشد، دمو محصول را دیده باشد یا درباره قیمت‌ها سوال پرسیده باشد. در این مرحله، سرنخ تعیین صلاحیت شده است؛ تیم فروش وارد عمل می‌شود و مذاکره برای خرید آغاز می‌گردد.

مشتری بالقوه (Prospect)

پراسپکت فردی است که پس از بررسی‌های اولیه، به‌عنوان یک خریدار جدی شناسایی کرده‌اید. او نیاز مشخصی دارد و خدمت شما راه‌حل مناسب نیاز این مشتری است. برای مشتری بالقوه تمرکز روی ارائه پیشنهاد نهایی و بستن قرارداد است. احتمال تبدیل پراسپکت به مشتری واقعی بالاست.

مشتری (Customer)

پس از نهایی شدن خرید، مشتری بالقوه به مشتری بالفعل تبدیل می‌شود.از این به بعد هدف، حفظ رضایت مشتری و ایجاد رابطه بلندمدت است. خدمات پس از فروش، پشتیبانی و ارائه پیشنهادهای ویژه این ارتباط را تقویت کند. ادامه درست این روند، مشتری شما را به یک خریدار وفادار تبدیل کند.

مدل‌های فروش را بشناسید

در فرآیند فروش و بازاریابی، مدل‌های مختلفی برای هدایت مشتری از مرحله آگاهی تا خرید معرفی شده‌اند. هر مدل چارچوب مشخصی دارد. کسب‌وکارها با توجه به رفتار مشتریان و تغییرات بازار، می‌توانند از انواع مدل‌ها استفاده کنند. شناخت این مدل‌ها به طراحی مسیر فروش کارآمدتر کمک می‌کند.

مدل آیدا (AIDA)

مدل آیدا یکی از قدیمی‌ترین و پایه‌ای‌ترین مدل‌های بازاریابی است. این مدل روند تصمیم‌گیری مشتری را به چهار مرحله تقسیم می‌کند:

۱. توجه (Attention)

مخاطب باید متوجه برند یا محصول شما شود. در این مرحله هدف، جلب توجه است.

۲. علاقه (Interest)

پس از آگاه شدن، مخاطب باید به محصول علاقه‌مند شود. این کار با معرفی مزایا و ویژگی‌های محصول انجام می‌شود.

۳. میل (Desire)

در این مرحله، علاقه مخاطب باید به یک تمایل واقعی برای خرید تبدیل شود. تأکید بر نقاط تمایز و ارزش پیشنهادی نقش مهمی دارد.

۴. اقدام (Action)

در نهایت، مخاطب تصمیم به خرید می‌گیرد و اقدام می‌کند. فرآیند خرید باید ساده و بدون مانع باشد.

مدل A5

مدل A5 نسخه توسعه‌یافته و به‌روزشده‌ای از آیدا محسوب می‌شود. این مدل توسط فیلیپ کاتلر معرفی شده و به شکل یک مسیر پیوسته و خطی (Pipeline) طراحی شده است. در A5، رفتار مشتریان در عصر بازاریابی دیجیتال در نظر گرفته شده و ارتباط آن‌ها با برند بعد از خرید هم ادامه پیدا می‌کند.
این مدل پنج مرحله دارد:

۱. آگاهی (Aware)

مخاطب از طریق رسانه‌ها یا شبکه‌های اجتماعی با برند آشنا می‌شود.

۲. جذابیت (Appeal)

برند برای مخاطب جذاب می‌شود و توجه بیشتری جلب می‌کند.

۳. پرس‌وجو (Ask)

مخاطب شروع به تحقیق می‌کند، نظر دیگران را جویا می‌شود و اطلاعات بیشتری جمع‌آوری می‌کند.

۴. اقدام (Act)

خرید یا استفاده از خدمات انجام می‌شود.

۵. مدافع (Advocate)

اگر تجربه خرید مثبت باشد، مشتری به مدافع برند تبدیل می‌شود و تجربیات خود را با دیگران به اشتراک می‌گذارد.

A5 مسیر گسترده‌تر و کامل‌تری نسبت به آیدا ارائه می‌دهد. مدل A5 در بازاریابی امروزی کاربرد بسیاری دارد.

مدل مکنزی (McKinsey Consumer Decision Journey)

مدل مکنزی روند تصمیم‌گیری مشتری را به شکل چرخه توصیف می‌کند. این مدل برخلاف مدل‌های خطی، دیدگاه پویاتری به رفتار مشتریان دارد.
فرآیند با ایجاد محرک آغاز می‌شود. مشتری مجموعه‌ای از برندهای موجود را بررسی می‌کند. پس از مقایسه، گزینه‌هایش محدود می‌شود و در نهایت خرید می‌کند. تجربه مشتری پس از خرید، وفاداری او به برند را مشخص می‌کند.
نکته کلیدی در این مدل، اهمیت مرحله پس از خرید است؛ جایی که مشتری می‌تواند به یک مدافع برند تبدیل شود و دیگران را به خرید تشویق کند. مدل مکنزی روی تعامل مداوم با مشتری و بهبود تجربه او در طول زمان تأکید دارد.

هر مدل به کسب‌وکار شما کمک می‌کند تا فرآیند فروش خود را بهینه کنید. اما انتخاب مدل مناسب بستگی به محصولتان، رفتار مخاطب هدف و اهداف بازاریابی شما دارد.

تبدیل مشتریان بالقوه به بالفعل با نرم افزار باشگاه مشتریان

طراحی یک قیف فروش خوب، بدون یک برنامه مشخص درست نیست. شما به یک مسیر شفاف نیاز دارید که از جذب مخاطب تا حفظ مشتریان قدیمی و وفادار، همه چیز را مدیریت کند.

واقعیت این است که بسیاری از کسب‌وکارها تا مرحله جذب مشتری بالقوه خوب پیش می‌روند، اما در تبدیل آن‌ها به خریدار نهایی دچار اصطکاک می‌شوند. چیزی که در این میان گم می‌شود، درک رفتار مشتری و مدیریت هدفمند مراحل قیف فروش است. اگر ندانید مخاطب در چه نقطه‌ای دچار تردید یا سردرگمی شده، نمی‌توانید به‌موقع واکنش نشان دهید یا مسیر را برایش هموار کنید.

باشگاه مشتریان سپیدار، با ثبت و تحلیل تعاملات، به شما این دید را می‌دهد که چه چیزی کار می‌کند و چه چیزی نه. به‌جای اتکا به حدس و تجربه‌های پراکنده، می‌توانید بر اساس داده و رفتار واقعی مشتری تصمیم بگیرید—از ارسال پیام تا ارائه پیشنهاد، دقیق در زمانی که بیشترین اثر را دارد.

اگر به دنبال این هستید که قیف فروش شما فقط نموداری روی کاغذ نباشد و واقعاً تبدیل به ابزاری برای افزایش نرخ تبدیل شود، وقت آن است که با یک ابزار ساده اما هدفمند شروع کنید.
دموی باشگاه مشتریان سپیدار را ببینید تا بفهمید چه چیزی تا امروز از دیدتان پنهان مانده.

 

فرم درخواست مشاوره

 

 

۴.۵/۵ - (۲۳ امتیاز)

4 thoughts on “قیف فروش چیست؟ راهنمای کامل + قیف بازاریابی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هلدینگ بزرگ سپیدار

گروه شرکت های دانش بنیان سپیدار (هلدینگ سپیدار) از به هم پیوستن شرکت های زیر مجموعه خود (انفورماتیک پارسیس ، نوین توسعه ایده گستران ، سیما گستر طوس) در سال 1397 با تکیه بر تجربه یک دهه فعالیت ، متولد و تاسیس گردید . امروزه سپیدار با ارائه زنجیره ای از خدمات و راه کارهای جامع در حوزه تجارت الکترونیک ، به مرجعی قابل اعتماد برای کسب و کارها تبدیل شده است .

منتخب خدمات

اطلاعات تماس

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به گروه سپیدار می باشد.