پرسونای مشتری چیست؟ ۰ تا ۱۰۰ طراحی پرسونا + نمونه

اصلا بیایید فرض کنیم که محصول یا خدماتی عالی ارائه میدهید و مشتریانی دارید که حاضرند سرتان قسم بخورند. با اینحال چطور شده که تبلیغات و محتوای شما به دست مخاطبان درستی نمیرسد؟ چرا هزینههای بازاریابی شما هدر میرود و فروشی کمتر از انتظار دارید؟ دلیل این اتفاق ساده است: شما شناخت دقیقی از مخاطبان (پرسونای مشتری) خود ندارید.
هر کسبوکاری برای موفقیت نیاز دارد که بداند مشتریانش چه کسانی هستند، چه نیازها و علایقی دارند و در چه فضاهایی بیشتر حضور دارند. اینجاست که پرسونای مشتری اهمیت پیدا میکند. پرسونای مشتری یک تصویر دقیق و نیمهواقعی از مخاطبان هدف شماست که به شما کمک میکند در وهله اول آنها را پیدا کرده و بعد به بیزینس خود جذب کنید.

در این مقاله از تعریف پرسونا تا مراحل طراحی آن و نمونههای کاربردی همگی را بررسی میکنیم. در پایان این مطلب، شما شناخت بهتری از مخاطبان خود خواهید داشت و میتوانید استراتژی بازاریابی موثرتری بچینید.
پرسونا مشتری چیست؟
واژه «پرسونا» (Persona) ریشه در زبان لاتین دارد و در ابتدا به معنای «نقاب» یا «نقش» بود که بازیگران در نمایشهای یونان و روم باستان از آن استفاده میکردند. بعدها، این واژه در روانشناسی نیز مورد استفاده قرار گرفت. کارل گوستاو یونگ، روانشناس معروف، پرسونا را به عنوان چهرهای که افراد در موقعیتهای اجتماعی از خود نشان میدهند، تعریف کرد.
پرسونا اما در دنیای بازاریابی یک تصویر فرضی اما دقیق از مشتری ایدهآل شماست. این تصویر بر اساس دادههای واقعی شکل میگیرد و شامل ویژگیهای جمعیتشناختی، رفتاری و روانشناختی مشتریان است. طراحی پرسونای مشتری باعث میشود تا کسبوکارها مشتریان خود را بهتر بشناسند و نیازهای آنها را درک کنند. این درک درست به پیادهسازی قویتر استراتژیهای بازاریابی کمک میکند. زمانی که شما مخاطبان خود را نشناسید، تبلیغات و محتوای شما هدفمند نخواهد بود.
فرض کنید هودی با طرح بازیهای ویدیویی تولید میکنید. به نظر خودتان اگر متنهای تبلیغاتی شما رسمی و خشک باشند، افراد جذب میشوند؟ بر خلاف این، تولیدکننده کت و شلوار اداری باشید و تبلیغات فانتزی ارائه دهید. با این روش مخاطب زیادی جذب نخواهید کرد. اما چاره چیست؟ اینجاست که پرسونای مشتری به کمک شما میآید. پرسونا مشخص میکند که مشتری ایدهآل شما چه کسی است.
این مفهوم جدید نیست. از گذشته، فروشندگان موفق یاد گرفته بودند که چطور با مشتریان مختلف صحبت کنند و چگونه محصولات خود را متناسب با نیاز آنها ارائه دهند. اما در دنیای امروز، که رقابت شدیدتر است، دیگر نمیتوان به تجربه، حدس و گمان اکتفا کرد. دادهها و تحلیلهای دقیق جایگزین روشهای سنتی شدهاند.
با گسترش بازاریابی مدرن، این اصطلاح وارد دنیای کسبوکار شد. امروزه برندها از پرسونا برای شناخت بهتر مشتریان خود استفاده میکنند. شرکتهای بزرگ بر اساس دادههای رفتاری، تبلیغات و پیامهای خود را شخصیسازی میکنند تا بیشترین تاثیر را بر مشتریان بگذارند. حتی کسبوکارهای کوچک هم میتوانند با شناخت دقیق مخاطبان، استراتژیهای بهتری برای بازاریابی و فروش خود تدوین کنند.
در بازاریابی مدرن، بدون شناخت پرسونای مشتری، تبلیغات و کمپینهای شما بیاثر خواهند بود. اگر ندانید مشتریانتان چه کسانی هستند و چه انتظاراتی دارند، نمیتوانید پیام درستی به آنها منتقل کنید. شناخت پرسونا به شما کمک میکند تا در زمان و هزینه صرفهجویی کنید و استراتژیهای موثرتری داشته باشید.

چرا به پرسونا نیاز داریم؟ کاربرد پرسونای مشتری چیست؟
مشتریان امروزی شبیه گذشته رفتار نمیکنند. تماسهای ناخواسته را پاسخ نمیدهند و ایمیلهای تبلیغاتی را نادیده میگیرند. به این دلیل که اطلاعات مورد نیازشان را سریعتر از شما پیدا میکنند. اگر پیامهای خود را در زمان و مکان نامناسب و برای شخص نامناسبی ارسال کنید، نتیجهای نخواهید گرفت.
مشتریان ترجیح میدهند فقط زمانی که نیاز دارند با شما ارتباط بگیرند. برای برقراری ارتباط مؤثر و جذب مشتریان، باید روشهای قدیمی را کنار گذاشته و پرسونای مشتری را تعریف کنید.
پرسونا به شما کمک میکند مشتریان خود را بهتر بشناسید و محتوای هدفمند تولید کنید. با دستهبندی مشتریان بر اساس علایق و نیازها، میتوانید ایمیلهای شخصیسازیشده ارسال کرده و نرخ تعامل را افزایش دهید. همچنین، در بازاریابی، فروش، طراحی محصول و پشتیبانی تصمیمات دقیقتری خواهید گرفت.
بررسی و بهروزرسانی پرسونای مشتری، شناخت نیازهای جدید مشتریان و بهبود استراتژیها را آسانتر میکند. در نهایت با استفاده از پرسونا، میتوانید مشتریان را از طریق محتوای ترغیبکننده و Call to Action به خرید یا تعامل بیشتر هدایت کنید.
فرم درخواست مشاوره
اجزای تشکیلدهنده پرسونا مشتری چیست؟
قبل از طراحی پرسونا، باید مشخص کنیم که چه اطلاعاتی برای شناخت مشتریان نیاز داریم. بسته به اینکه مشتریان ما افراد عادی یا کسبوکارها باشند، اطلاعات مورد نیاز برای پرسونا متفاوت خواهد بود.

در بازاریابی Business to Customer، مشتریان افراد هستند و تصمیمات خریدشان بر اساس نیازهای شخصی، سبک زندگی و احساسات گرفته میشود. اساس بازاریابی مصرفی همین است. اما در مدل بازاریابی Business to Business، مشتریان شرکتها و سازمانها هستند. تصمیمات خرید در بازاریابی صنعتی بیشتر بر مبنای منطق، نیازهای تجاری و بازده سرمایهگذاری صورت میگیرد.
پرسونای مشتری به ما کمک میکند تا با شناخت بهتر مشتریان، پیامهای بازاریابی را دقیقتر تنظیم کنیم و محصولات و خدمات را متناسب با نیازهای هر گروه ارائه دهیم.
بیوگرافی کوتاهی از مخاطب بنویسید
در بازاریابی B2C اطلاعاتی مانند سن، محل زندگی، تحصیلات، وضعیت تاهل، شغل و سطح درآمد مهم هستند. این اطلاعات به درک بهتر توان خرید، نیازها و سبک زندگی مشتری کمک میکنند. در بازاریابی B2B اما شامل اطلاعاتی درباره سمت شغلی، حوزه کاری، اندازه شرکت و نوع صنعتی است که در آن فعالیت میکند. این دادهها برای شناسایی تصمیمگیرندگان در فرآیند خرید سازمانی ضروری هستند.
سبک زندگی و علایق مشتری مهم هستند
در بازاریابی مصرفی، این بخش شامل سرگرمیها، فعالیتهای روزمره و ارزشهای کاربر میشود. اینکه مشتری چه سرگرمیهایی دارد، چه رسانههایی دنبال میکند و به چه علاقه دارد، مهم است. دانستن این پارامترها کمک میکند تا روشهای ارتباطی و تبلیغاتی مناسبتری انتخاب شوند. در B2B، این بخش به عادات کاری، نحوه تصمیمگیری، میزان آشنایی با تکنولوژی و ابزارهای مورد استفاده در محیط کاری مربوط میشود. این اطلاعات برای طراحی محتوای بازاریابی حرفهای و متناسب با نیازهای سازمانها مفید هستند.
خواستهها و نیازها را جدی بگیرید
یک کاربر در مدل B2C معمولاً به دنبال راحتی، کیفیت، قیمت مناسب و تجربهای لذتبخش از خرید است. آنها ممکن است به دنبال محصولاتی باشند که به بهبود سبک زندگی یا رفع یک نیاز خاص کمک کند. در بازاریابی صنعتی نیازها بیشتر به بهینهسازی فرآیندهای کاری، کاهش هزینهها، افزایش بهرهوری و بهبود عملکرد سازمانی مربوط میشود. مشتریان سازمانی شما به دنبال محصولاتی هستند که بتوانند ارزش افزوده برای شرکتشان ایجاد کنند.
چالشها و دغدغههای مخاطب را بررسی کنید
چالشهایی مانند محدودیت بودجه، عدم اطمینان از کیفیت محصول، عدم پشتیبانی مناسب و نگرانیهای مربوط به خدمات پس از فروش، در B2C ممکن است مطرح باشند. مشتریان ممکن است به دلیل این دغدغهها از خرید منصرف شوند. در B2B، چالشهای اصلی معمولاً شامل پیچیدگی فرآیند خرید، نیاز به هماهنگی میان تیمهای مختلف و نگرانی از یکپارچگی محصول با سیستمهای موجود در شرکت هستند.
رفتار خرید مشتری را بررسی کنید
در مدل مصرفی، مشتریان بر اساس تبلیغات، نظرات دیگران، تجربیات قبلی و هیجانات لحظهای خرید میکنند. خرید میتواند ناگهانی و احساسی باشد، به همین دلیل بازاریابی احساسی و پیشنهادهای ویژه تاثیر زیادی در تصمیمگیری مشتری دارد. در مقابل، در بازاریابی B2B خریدها برنامهریزیشده هستند و فرآیند تصمیمگیری ممکن است هفتهها یا ماهها طول بکشد. در این فرآیند، مشتریان شما به مقایسه محصولات، بررسی مشخصات فنی و تحلیل هزینهها و مزایای هر گزینه میپردازند.
شبکههای ارتباطی و منابع کاربر را بشناسید
در بازاریابی B2C مشتریان بیشتر از شبکههای اجتماعی، تبلیغات دیجیتال، توصیههای دیگران و وبسایتهای بررسی محصولات برای کسب اطلاعات استفاده میکنند. کانالهای تاثیرگذار شامل اینستاگرام، یوتیوب، ایکس (توییتر سابق) و سایر شبکههای اجتماعی محبوب هستند. در B2B، مشتریان بیشتر به منابع تخصصی، مقالات تحلیلی، جلسات کاری، کنفرانسها، وبینارها و گزارشهای صنعتی وابستهاند. آنها ترجیح میدهند اطلاعات را از منابع معتبر و تخصصی دریافت کنند. پای یک کسبوکار یا صنعت در میان است و صحت اطلاعات اهمیت دارد.
عوامل تاثیرگذار خارجی را نادیده نگیرید
در مدل B2C تصمیمگیریهای خرید اغلب تحت تأثیر خانواده، دوستان، اینفلوئنسرها و تبلیغات هیجانی قرار دارند. مشتریان به توصیههای دیگران توجه زیادی میکنند و نظرات مثبت و منفی میتواند بر تصمیمگیری آنها اثر بگذارد. در B2B تصمیمگیری بهصورت تیمی انجام میشود و تحت تاثیر مدیران ارشد و واحدهای مالی قرار دارد. همچنین تحلیلهای اقتصادی و مقایسههای فنی در انتخاب محصولات و خدمات نقش کلیدی دارند.
برندهای مورد علاقه کاربر، اطلاعات مفیدی میدهند
در بازاریابی مصرفی مشتریان برندهایی را ترجیح میدهند که با ارزشها، احساسات و سبک زندگی آنها هماهنگ باشد. برندهایی که هویت مشخصی دارند و تجربهی خرید لذتبخشی ارائه میدهند، معمولاً در ذهن مشتریان ماندگارتر میشوند. در B2B مشتریان به دنبال برندهایی هستند که بتوانند ضمانت، پشتیبانی مناسب و بازده سرمایهگذاری خوبی ارائه دهند. انتخاب برند در بازاریابی صنعتی معمولا به سابقهی عملکرد، نظرات مشتریان دیگر و میزان سازگاری با نیازهای سازمان بستگی دارد.
شناخت این عناصر کمک میکند تا استراتژیهای بازاریابی، تبلیغات و ارتباط با مشتریان بر اساس نیازهای واقعی آنها تنظیم شود. با استفاده از اطلاعات دقیق در مورد پرسونا، میتوان کمپینهای تبلیغاتی هدفمندتر ایجاد کرد. هدفمندی در ارائه تبلیغات، با خواسته مشتری مناسب برخورد میکند و تجربه مشتری را بهبود میبخشد.
اطلاعات بهدردنخور از مشتری نگه ندارید!
پرسونای مشتری باید بر اساس نیازها، مشکلات، و اهدافی که با محصول یا خدمت شما در ارتباط است، ساخته شود. به عنوان مثال، اگر در حال فروش نرمافزار ERP (برنامهریزی منابع سازمانی) هستید، لازم است بدانید که مشتری احتمالی شما به دنبال چه ویژگیهایی در این نرمافزار است، چه چالشهایی در مدیریت کسبوکارش دارد، و چه عواملی ممکن است او را به خرید ترغیب کند.

گاهی اوقات، تیمها به جای تمرکز بر ویژگیهای مرتبط با رفتار خرید مشتری، به تحلیل و بررسی اطلاعاتی غیر ضروری و حتی بیمصرف میپردازند. شاید مواردی مثل ماه تولد، سلیقه شخصی در سریالها، یا حیوان خانگی جالب به نظر بیایند، اما اگر مستقیماً به تصمیمگیری خرید ارتباطی نداشته باشند، در تدوین استراتژیهای بازاریابی کمکی نخواهند کرد.
عوامل موثر طراحی یک پرسونای اصولی چیست؟
برای طراحی یک پرسونای خوب، عواملی را در نظر بگیرید که به شناخت دقیق و کارآمد از نیازها، رفتارها و ویژگیهای هدف کمک کنند. یکی از این عوامل، منابع و ساختارهای داخلی سازمان است.
نحوه مدیریت منابع انسانی و مالی میتواند تاثیر زیادی بر دقت و کارایی طراحی پرسونای هدف داشته باشد. همچنین، فرآیندهای داخلی باید دادههای دقیق و مفید جمعآوری کنند. اگر دادهها درست نباشند، تحلیل پرسونای کاربر به خوبی انجام نخواهد شد.
عوامل بیرونی نیز باید در نظر گرفته شوند. تغییرات در وضعیت اقتصادی، مانند تورم یا تغییرات نرخ ارز، میتوانند رفتار مصرفکنندگان را تغییر دهند. همچنین، آگاهی از روندهای اجتماعی و تحولات فرهنگی به طراحی دقیقتر پرسونا کمک میکند. اینها تنها چند نمونه از عواملی هستند که باید هنگام تحلیل رفتار مصرفکنندگان به آنها توجه داشت.
مهارت و تجربه تیم طراحی پرسونای مشتری نیز اهمیت بالایی دارد. توانایی تحلیل و درک نیازهای واقعی کاربران در کنار شناخت رفتار آنها، از نکات کلیدی برای موفقیت پرسونا است. در این فرآیند، انگیزه و نگرش اعضای تیم میتواند بر کیفیت نهایی کار تاثیرگذار باشد.
عوامل محیطی و جغرافیایی نیز میتوانند رفتار مصرفکنندگان را تحت تاثیر قرار دهند. به طور مثال، تفاوتهای منطقهای میتواند بر انتخابها و اولویتهای کاربران تأثیرگذار باشد. شرایط خاص مانند بحرانها یا تغییرات در زیرساختها نیز میتواند منجر به تغییرات جدید در رفتار مصرفکنندگان شود که باید در طراحی پرسونای مشتری مورد توجه قرار گیرد.
در نهایت، زمانبندی و روندهای جاری نیز از دیگر عوامل تأثیرگذار هستند. تغییرات سریع در بازار یا در رفتار مصرفکنندگان میتواند به معنای نیاز به بهروزرسانی مداوم پرسونای طراحی شده باشد. در صورتی که پرسونای مشتری شما به روز نباشد یا به روندهای جاری پاسخ ندهد، ممکن است تأثیر خود را از دست بدهد.
چگونه برای طراحی پرسونای مشتری اطلاعات جمع کنیم؟
برای طراحی یک پرسونای کارآمد، ابتدا باید اطلاعات خوبی از ویژگی و نیازهای مخاطبان خود به دست آورید. این دادهها پایه اساسی ساخت پرسونای مفید است. اما چطور به این اطلاعات میرسید؟ روشهای مختلف جمعآوری داده به شما کمک میکند تا شناخت بهتری از مشتریان خود پیدا کنید. این شناخت باعث میشود استراتژیهای بازاریابی موثرتری طراحی کنید.
با مشتریان خود مصاحبه کنید
مصاحبه با مشتریانی است که اخیرا از شما خرید کردهاند، روش تاثیرگذاری است. این افراد تجربه واقعی خرید و استفاده از محصول یا خدمات شما دارند. یک تجربه واقعی، اطلاعات ارزشمندی از ویژگیها و نیازهای مشتریان مشابه ارائه میدهد.
علاوه بر مشتریان راضی، مصاحبه با افرادی که از خریدشان ناراضی بودهاند نیز میتواند به شما کمک کند. مشکلات و چالشهایی که این افراد با محصول یا خدمات شما داشتهاند، میتواند نکات مفیدی برای بهبود تجربه مشتریان بعدی ارائه دهد.
پرسشنامه بسیار کارآمد و به صرفه است
پرسشنامهها ابزار مناسبی برای جمعآوری دادههای دقیق از مشتریان هستند. شما میتوانید پرسشنامهای با سوالات خاص طراحی کنید و آن را به مشتریان خود ارسال کنید. این سوالات میتوانند به ویژگیهای فردی، نگرشها، و دلایل خرید مربوط باشند.
برای تشویق مشتریان به پاسخدهی، میتوانید مواردی مانند تخفیف یا امتیاز ویژه در نظر بگیرید. این روش میتواند به شما کمک کند تا اطلاعات گستردهای درباره ترجیحات و رفتار مشتریان خود بهدست آورید.
شبکههای اجتماعی را فراموش نکنید
شبکههای اجتماعی نیز منبع بسیار خوبی برای جمعآوری اطلاعات هستند. بسیاری از مشتریان اطلاعات شخصی خود را در پروفایلهایشان در شبکههای اجتماعی مانند لینکدین یا اینستاگرام به اشتراک میگذارند.
در این پروفایلها میتوانید علایق و رفتارهای مصرفی مشتریان خود را بهتر درک کنید. بهعنوان مثال، بررسی صفحات اینستاگرام مشتریان قبلی شما، اطلاعات خوبی از سبک زندگی و نیازهای مشتریان مشابه محصول شما میدهد.
کوکیها را جدی بگیرید
بیشتر وبسایتها از کوکیها برای ذخیره اطلاعات بازدیدکنندگان استفاده میکنند. با بررسی دادههای جمعآوری شده از کوکیها، میتوانید رفتار کاربران را تحلیل کنید. نتیجه این تحلیل علاقه کاربر به صفحات و محتوای وبسایت شما را مشخص میکند. متوجه شوید که آنها به کدام صفحات سایت شما بیشتر علاقه دارند و چه نوع محتوایی را جستجو میکنند. این دادهها کمک میکند سلیقه مشتریان خود را شناسایی کنید و تجربه کاربری خود را بهبود دهید.
ترکیب این روشها اطلاعات جامع و دقیقی از جامعه هدف بیزینس شما استخراج میکند. با این اطلاعات طراحی پرسونا نه تنها راحتتر است، بلکه پرسونای بهتری طراح میکنید.
کتاب پرسونای مشتری و خریدار
طراحی پرسونای دقیق از مشتریان هدف، پایهای ترین گام در تدوین هر استراتژی بازاریابی است. کتاب Buyer Personas اثر جیم کراس و ادل ریولا، با ارائه چارچوبهای علمی و مثالهای عملی، به شما میآموزد چگونه با ترکیب دادههای جمعیتشناختی، رفتارهای خرید و انگیزههای پنهان، پرسونایهایی طراحی کنید که مانند قطبنما، تمام تصمیمات بازاریابی و فروش شما را هدایت کنند. این کتاب به ویژه برای تیمهایی که میخواهند از حدسزدن فاصله بگیرند و بر اساس دادههای واقعی عمل کنند، مناسب است. این کتاب به صورت رایگان توسط انستیتو پرسونا، جهت مطالعه عمومی منتشر شده است.
چه ابزارهایی در ساخت پرسونایی بهتر به ما کمک میکنند؟
در فرآیند ساخت پرسونای مشتری، ابزارهای تحلیلی و بصری میتوانند به درک عمیقتر از رفتار و نیازهای مخاطبان کمک کنند. قیف فروش (Sales Funnel) یکی از این ابزارهای ارزشمند است که با ترسیم مسیر مشتری از آگاهی تا خرید، نقاط تماس کلیدی و رفتارهای مخاطبان در هر مرحله را آشکار میسازد. تحلیل دادههای قیف فروش به شما کمک میکند بفهمید چه تیپ شخصیتیهایی بیشتر جذب برند شما میشوند، در کدام مرحله انصراف میدهند و چه انگیزههایی آنها را به خرید ترغیب میکند. این اطلاعات، سنگ بنای طراحی پرسونای دقیق و کاربردی است.
نقشه سفر مشتری (Customer Journey Map) ابزار مکمل دیگری است که تصویر جامعتری از تعامل مخاطبان با برند ارائه میدهد. این نقشه نهتنها مراحل خرید، بلکه احساسات، چالشها و انتظارات مشتری در هر نقطه تماس را نیز ثبت میکند. با ترکیب دادههای کمی (مانند نرخ تبدیل) و دادههای کیفی (مانند نظرات و بازخوردها)، میتوانید پرسونایی طراحی کنید که واقعگرایانهتر و قابلاجرا باشد. این ابزار به ویژه برای شناسایی نقاط درد مشتری و بهبود تجربه کاربری مفید است.
استفاده همزمان از قیف فروش و نقشه سفر مشتری یک رویکرد دادهمحور برای توسعه پرسونا ایجاد میکند. در حالی که قیف فروش بر مراحل خرید و معیارهای عملکردی تمرکز دارد، نقشه سفر مشتری به شما کمک میکند داستان پشت این اعداد را بفهمید. این ترکیب، پرسونایی خلق میکند که نه بر اساس حدسوگمان، بلکه بر پایه رفتار واقعی و نیازهای ملموس مخاطبان شکل گرفته است. با این نگاه، استراتژیهای بازاریابی و فروش شما هدفمندتر و نتیجهبخشتر خواهند بود.
از این چند نمونه پرسونای کارآمد الهام بگیرید.
در انتها با استفاده از مثالهایی که در زیر میآوریم، نحوه ایجاد پرسونایی موثر را بهتر درک میکنید. یک پرسونای خوب باید بتوانید مخاطبان را به خوبی شناسایی کند و خدمات را برای آنها بهبود دهد.
نمونه پرسونا ۱

- نام: آرش
- سن: ۳۲ سال
- شغل: صاحب فروشگاه آنلاین
- تحصیلات: کارشناسی مدیریت بازرگانی
- درآمد: ماهیانه ۱۵ میلیون تومان
- نیاز: طراحی سایت کاربر پسند و جذاب
- ویژگی شخصیتی: آرش فردی فعال و هدفمند است. علاقهمند به یادگیری و بهبود فرآیندهای کسبوکارش است. او به دقت به جزئیات توجه دارد اما برای موضوعات فنی وقت زیادی نمیگذارد.
- علاقه و سلیقه: علاقهمند به طراحی مدرن و ساده است. ترجیح میدهد که طراحی سایتش ظاهری شیک و کاربر پسند داشته باشد.
- برندهای مورد علاقه: آمازون، اپل، دیجیکالا، که برای او به دلیل سادگی و کاربرپسندی جذاب هستند.
آرش به اهمیت طراحی وبسایت و تجربه کاربری آگاه است. از جزئیات فنی این موضوع اطلاعی ندارد و به دنبال فردی است که بتواند سایتی حرفهای و ساده برای مدیریت فروشگاه او بسازد. او محدودیت بودجه دارد و به همین دلیل دچار چالش است. همچنین آرش از پیچیدگیهای فنی و زمانبر طراحی سایت میترسد.
نمونه پرسونا ۲

- نام: سارا
- سن: ۲۸ سال
- شغل: کارمند شرکت
- تحصیلات: کارشناسی مهندسی صنایع
- درآمد: ماهیانه ۱۰ میلیون تومان
- نیاز: خدمات کترینگ با غذاهای خانگی و سالم
- ویژگی شخصیتی: سارا فردی با دقت و حساس است. او علاقه دارد همیشه بهترین انتخابها را داشته باشد و مراقب سلامتی خود و خانوادهاش است.
- علاقه و سلیقه: به غذاهای خانگی و سالم علاقهمند است و از خدماتی استفاده میکند که به سبک زندگی سالم او کمک کند.
- برندهای مورد علاقه: کترینگهای خانگی معتبر و برندهایی که بر سلامت و کیفیت تمرکز دارند.
سارا برای مهمانیها یا مواقعی که تمایل به غذاهای خانگی دارد، به دنبال گزینههای سالم و باکیفیت است. اما او نگرانیهایی درباره کیفیت و اصالت غذاها دارد و نمیخواهد ریسک سفارش از خدمات نامعتبر را بپذیرد. همچنین او به دلیل مشغله کاری زمان کافی برای جستجو و بررسی خدمات کترینگ مختلف ندارد.
نمونه پرسونا ۳

- نام شرکت: فناوران آینده پارسیان
- نیاز: نرمافزار باشگاه مشتریان برای مدیریت ارتباط با مشتریان و سیستم وفاداری
- ویژگی شخصیتی: تیم مدیریتی این شرکت افرادی منظم، نوآور و بهروز هستند. آنها میخواهند که سیستمهایشان با تکنولوژیهای روز همگام باشد.
- علاقه و سلیقه: علاقه به استفاده از نرمافزارهایی دارد که کارایی بالایی دارند و برای رشد کسبوکارشان مفید باشند.
- برندهای مورد علاقه: Salesforce، HubSpot و برندهایی که خدمات مشتریان قوی و ابزارهای تحلیلی پیشرفته ارائه میدهند.
شرکت به دنبال یک نرمافزار است که بتواند اطلاعات دقیقی از رفتار خرید مشتریان جمعآوری کند و سیستم پاداش و وفاداری مشتری برای جذب و نگهداری مشتریان راهاندازی نماید. اما آنها با دشواری در انتخاب و تطبیق نرمافزار مناسب با نیازهای خاص خود مواجه هستند. همچنین نگرانیهایی درباره هزینههای بلندمدت و پشتیبانی نرمافزار دارند.
مطالب بسیار مهم و خوب بود، مرسی که درباه پرسونای مشتری هم صحبت کردید.
معمولا چند تا شخصیت برای پرسونا طرح میکنیم؟ چند تا کمه و چند تا زیاد؟