بلاگطراحی بیزینس پلنبوم کسب‌وکار چیست؟ نحوه طراحی + دانلود تمپلیت

بوم کسب‌وکار چیست؟ نحوه طراحی + دانلود تمپلیت

بیزنس مدل
زمان مطالعه: 14 دقیقه

تصور کنید در آستانه شروع یک کسب‌وکار جدید هستید. ایده‌ها در ذهنتان می‌چرخند و سوالات بی‌پایانی وجود دارد:

  • ایده من چگونه می‌تواند عملی شود؟
  • مشتریان این ایده چه کسانی خواهند بود؟
  • راه درآمدزایی این ایده چگونه است؟

اینجاست که بسیاری از کارآفرینان در گرداب برنامه‌ریزی‌های پیچیده گرفتار می‌شوند. روش‌های سنتی نوشتن طرح‌های تجاری مفصل دیگر کارایی سابق را ندارند. امروزه نیاز به ابزاری داریم که هم سریع باشد، هم کاربردی. ابزاری که بتواند تمام جنبه‌های کلیدی یک کسب‌وکار را در یک نگاه نشان دهد. مدل کسب‌وکار و بوم مدل کسب و کار به همین دلیل طراحی و اجرا می‌شود.

این تکنیک هوشمندانه به شما اجازه می‌دهد بدون غرق شدن در جزئیات غیرضروری، تصویر کاملی از کسب‌وکارتان ترسیم کنید. BMC نه‌تنها برای استارتاپ‌ها، بلکه برای کسب‌وکارهای موجودی که می‌خواهند مدل خود را بازبینی کنند نیز ابزاری ارزشمند است. در ادامه بیشتر می‌خوانید که چگونه این بوم ساده می‌تواند تحولی در نگرش شما به کسب‌وکار ایجاد کند.

مدل کسب‌وکار چیست؟

مدل کسب‌وکار نقشه راه درآمدزایی شماست. به زبان ساده، برنامه‌ای که مشخص می‌کند چطور پول دربیاورید. اما خود این سوال به عوامل و سوالات بیشتری وابسته است. بیزینس مدل به شما کمک می‌کند بدانید چه چیزی را به چه کسی بفروشید و چطور سود کنید. بر همین اساس، هر مدل کسب‌وکار به سه بخش اصلی تقسیم می‌شود:

  • عناصری که تولید ارزش می‌کنند مانند فرآیند تولید و نیروی انسانی.
  • عواملی که فروش ارزش می‌کنند مثل بازاریابی و خدمات توزیع.
  • مواردی که خرید مشتری در پی آن است مانند روش‌های پرداخت و سهولت فرآیند خرید.

شبیه به حرکت چرخ‌دنده، چرخش هر بخش باعث چرخش دیگری است. اگر یکی از آن‌ها درست عمل نکند، کل سیستم دچار مشکل می‌شود. چرخ‌دنده‌ها باید هماهنگ ساخته شوند تا بتوانند در کنار هم بچرخند. حال فرض کنید چرخ‌دنده‌ها ساخته شده باشند. باید قالبی داشته باشیم تا چرخ‌دنده‌ها تحت آن در کنار هم قرار بگیرند و شروع به چرخش کنند. بوم کسب‌وکار نقش قاب و نگهدارنده چرخ‌دنده‌ها را دارد.

اگر بیزینس مدل تدوین نکنید پیدا کردن راه درآمدزایی پس از تولید محصول به شما ضربه می‌زند

چرا باید مدل کسب‌وکار داشته باشیم؟

مدل کسب‌وکار فقط یک تئوری نیست بلکه نقشه عملیاتی موفقیت است. امروزه رقابت‌ تجاری آنقدر شدید است که مدل کسب‌وکارمتمایزکننده رشد و شکست است. در گذشته، بسیاری از کسب‌وکارها بدون مدل مشخصی فعالیت می‌کردند. موفقیت بیزینس در این حالت بیشتر حاصل شانس و موقعیت‌های محیطی بود. امروزه اما با گسترش فناوری‌های دیجیتال و افزایش شدت رقابت، رشد کسب‌وکار به سادگی گذشته نیست. دیگر نمی‌توان بدون طراحی دقیق مدل کسب‌وکار در بازار دوام آورد. البته که بیزینس مدل فقط برای استارتاپ‌ها نیست. هر کسب‌وکاری از فروشگاه محلی تا شرکت چندملیتی به آن نیاز دارد. اما ویژگی مدل کسب‌وکار چیست که اینقدر موثر است؟

مزیت رقابتی شما شفاف می‌شود

مدل کسب‌وکار به شما کمک می‌کند بدانید وجه تمایز شما و رقبایتان دقیقا چیست؟ مزیت رقابتی می‌تواند تحت تاثیر عوامل زیادی ایجاد شود. قیمت، کیفیت، خدمات پس از فروش یا تجربه منحصر به فرد مشتری، همگی می‌توانند مزیت رقابتی باشند. با مدل کسب‌وکار می‌توانید بیشتر و سیستماتیک‌تر روی مزیت رقابتی برندتان تمرکز کنید.

توسعه و سرمایه‌گذاری هدفمند خواهید داشت

فرض کنید می‌خواهید خانه بسازید.بدون یک نقشه عمرانی و معماری درست، ممکن است مصالح اضافه مصرف کنید و خانه شما نیز چنگی به دل نزند. بیزینس مدل به شما نشان می‌دهد به چه روشی و در چه جایی سرمایه‌گذاری کنید. تحلیل مدل کسب‌وکار و ترکیب آن با ماتریس SWOT درک خوبی از فرصت‌ها و تهدیدات کسب‌وکارتان به شما می‌دهد. با شناختی که بر اساس داده‌ها بدست می‌آورید، تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری سریع‌تر و موثرتر خواهد بود.

در سونامی‌های مالی زنده می‌مانید

مدل کسب‌وکار خوب چتر نجات است! اگر ساختار درآمد و هزینه‌های دقیق در دسترس باشد، دوام در شرایط سخت اقتصادی ساده است. بسیاری از استارتاپ‌ها تنها به دلیل عدم شفافیت مالی شکست می‌خورند.

آهنربای سرمایه‌گذاران می‌شوید

می‌خواهید نشان دهید که ایده شما رویاپردازی نیست؟ مدل کسب‌وکار کمک می‌کند محاسبات مفصل شما، سریع به نمایش گذاشته شود. سرمایه‌گذاران به اعداد و برنامه‌های واضح نیاز دارند. مدل کسب‌وکار شما به آنها نشان می‌دهد چرا باید روی ایده شما سرمایه‌گذاری کنند. این سند ثابت می‌کند شما نه تنها خیال‌باف نیستید، بلکه حسابگر و نکته‌سنج هستید.

تغییرات بازار در مشت شماست

کسب‌وکار ثابت در دنیای متغیر امروز کارایی ندارند. با داشتن بیزینس مدل می‌توانید به سرعت با تحولات بازار سازگار شوید. بسیاری از برندهای بزرگ هر ۶ ماه مدل کسب‌وکار خود را بازبینی می‌کنند.

تمرکز بر ارزش واقعی

مدل کسب‌وکار مانند یک صافی عمل می‌کند. شما وادار می‌شوید بارها و بارها این سوال اساسی را از خود بپرسید: واقعا چه ارزش ملموس و متفاوتی برای مشتریانم خلق می‌کنم؟ این فرآیند عمیق ارزش‌سنجی، چهار لایه حیاتی دارد:

درد واقعی مشتری را بشناسید

درک عمیق از مشکل مشتری با تحقیقات گوناگون بدست می‌آید. به یک روش بسنده نکنید. دامنه تحقیقات باید از میدانی و مصاحبه تا کتابخانه و مقالات را پوشش دهد. نیازهایی که از سمت مشتری اظهار می‌شوند ممکن است نیاز واقعی مشتری نباشند. ریشه‌یابی کنید و مشکل مشتری را اصولی حل کنید. اینجاست که حاضر می‌شود بابت راه‌حل شما هزینه بپردازد. همچنین می‌توانید با اولویت‌بندی مشکلات مشتری بر اساس شدت تاثیر، تمایل به پرداخت را در مشتری تقویت کنید.

پیشنهاد ارزش خود به مشتری را خاص کنید

این کار ساده است! کافی‌ست بینش و نیاز مشتری را ملموس کنید. این ملموس کردن می‌تواند ارائه خدمات یا تولید یک محصول مخصوص نیاز آن مشتری باشد. تعادل مناسب بین مزایای عملکردی (چه کاری انجام می‌دهد) و احساسی (چه حسی ایجاد می‌کند) هم در این لایه موثر است. در واقع با توسعه ترکیب عملکرد و احساس خاص، در حال بهبود شاخص USP (مزیت فروش منحصربه‌فرد) خود هستید. با این روند کپی از محصول یا خدمات شما برای رقبا سخت می‌شود.

اعتبارسنجی ارزش پیشنهادی فراموش نشود

قبل از سرمایه‌گذاری کلان در بازار، یک MVP از محصول خود تست کنید. اینطور متوجه نکات مثبت و منفی ایده خود می‌شوید. اعتبارسنجی شما با جمع‌آوری اطلاعات پایه مانند نرخ تبدیل و حفظ مشتری از MVP جلو می‌رود.

ارزش را به طور مستمر بهینه‌تر کنید

برای تحلیل بازخورد مشتریان چرخه‌های منظم جمع‌آوری اطلاعات در نظر بگیرید. این ماجرا به تطبیق پیشنهاد ارزش با تغییرات بازار و رفتار مصرف‌کننده کمک می‌کند. در ادامه شما می‌توانید ویژگی‌های کم‌ارزش را شناسایی و حذف کنید. این اقدام موجب تمرکز بیشتر شما روی موارد موثرتر خواهد شد. اما چرا این تمرکز حیاتی است؟

  • ۷۰٪ استارتاپ‌ها به دلیل تمرکز بر راه‌حل‌های غیرضروری شکست می‌خورند.
  • مشتریان به برندهایی وفادار می‌مانند که دردهایشان را کامل درک می‌کنند.
  • ارزش واقعی محصول، اساس تعیین قیمت عادلانه و سودآور است.
  • معیاری برای ارزیابی فرصت‌های جدید کسب‌وکار خواهید داشت.

تفاوت بیزینس پلن با بیزینس مدل چیست؟

بسیاری از تازه‌کاران بیزینس پلن و بیزینس مدل را با هم اشتباه می‌گیرند. این دو مفهوم اگرچه مرتبط هستند، اما نقش‌های متفاوتی در موفقیت کسب‌وکارها می‌گذارند. مدل کسب‌وکار به سرعت آزمایش و تکامل ایده شما کمک می‌کند. اما بیزینس پلن یک نقشه راه جامع برای رشد بلندمدت کسب‌وکارتان ارائه می‌دهد. بهترین روش تدوین یک مدل کسب‌وکار قوی در ابتداست. پس از تست و اصلاح مدل کسب‌وکار، به سراغ تهیه بیزینس پلنی جامع بروید.

مدل کسب‌وکار، نقشه راهی ساده و کاربردی

بیزینس مدل کلیات کسب‌وکار شماست که به سوالات اساسی پاسخ می‌دهد. این مدل مشخص می‌کند که چه ارزشی ایجاد می‌کنید، این ارزش را به چه کسانی می‌دهید و چگونه از این فرآیند درآمدزایی می‌کنید. بیزینس مدل مانند طرح اولیه یک ساختمان است که فقط قسمت‌های اصلی و کاربردی را نشان می‌دهد. مزیت اصلی این طرح، سادگی و کارآمدی آن است. شما می‌توانید مدل کسب‌وکار خود را روی یک صفحه کاغذ ترسیم کنید و هر زمان که نیاز بود به سرعت آن را تغییر دهید. این انعطاف‌پذیری به خصوص برای استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای کوچک بسیار ارزشمند است.

بیزینس پلن، سندی جامع و دقیق

بیزینس پلن اما سندی مفصل و جامع است که تمام جزئیات کسب‌وکار شما را پوشش می‌دهد. این سند شامل تحلیل بازار، استراتژی‌های بازاریابی، برنامه‌های عملیاتی، ساختار سازمانی و پیش‌بینی‌های مالی دقیق است. اگر بیزینس مدل همان طرح اولیه باشد، بیزینس پلن کامل و با تمام جزئیات است.

یکی از تفاوت‌های مهم بین این دو، میزان تغییرپذیری آنهاست. مدل کسب‌وکار به راحتی و به سرعت قابل تغییر است. بسیاری از کسب‌وکارها هر چند ماه یک بار مدل خود را بازبینی و به‌روز می‌کنند. اما بیزینس پلن برای دوره‌های زمانی طولانی‌تر (یک سال یا حتی بیشتر) طراحی می‌شود. حجم اطلاعات آن بیشتر است و تغییرش نیاز به بررسی‌های دقیق‌تری دارد.

بوم مدل کسب و کار (BMC) چیست و چه مزیتی ایجاد می‌کند؟

ابزارهای سنتی برنامه‌ریزی کسب‌وکار دیگر پاسخگوی نیاز کارآفرینان نیستند. طرح‌های تجاری مفصل تا به مرحله اجرایی برسند بازار به کل عوض می‌شود. اینجاست که بوم مدل کسب‌وکار (Business Model Canvas) به عنوان یک ابزار استراتژیک پا به میدان می‌گذارد.

این ابزار کارآمد اولین بار توسط الکساندر اوستروالدر معرفی شد. BMC در واقع یک صفحه بصری شامل تمام اجزای کلیدی کسب‌وکار شما در یک نگاه است. برخلاف طرح‌های تجاری سنتی که ده‌ها صفحه هستند، BMC همه چیز را در یک صفحه خلاصه می‌کند. اما چرا ایده بوم کسب‌و‌کار انقلابی در مدیریت استراتژیک کسب‌وکارها ایجاد کرد؟

  • درک و استفاده از آن برای همه ساده است.
  • انعطاف‌پذیر است و امکان بروزرسانی سریع دارد.
  • ساختار ترسیمی نظام‌مندی دارد و به وضوح هر قسمت تفکیک و تفهیم می‌شود.
  • هسته این مفهوم بر ایجاد ارزش برای مشتری استوار است.

چرا BMC هوشمندانه‌ است؟

در بوم مدل کسب‌وکار (BMC) پیچیده‌ترین مفاهیم بیزینسی ساختاری ساده اما عمیق پیدا می‌کنند. این ایده هوشمندانه بر سه پایه اصلی استوار است. هر کدام از پایه‌ها مسیر تصمیم‌گیری‌های استراتژیک را روشن می‌کنند این پایه‌ها بر اساس مدل ۳ Lenses تعریف شده‌اند تا به شما کمک کنند بخش‌های مهم و نامهم را تفکیک کنید:

لنز خواستنی بودن، مشتری‌محوری و ارزش‌آفرینی

لنز خواستی بودن بخش قلب تپنده مدل کسب‌وکار محسوب می‌شود و با چهار عنصر کلیدی طراحی شده است:

  • بخش‌بندی مشتریان و شناسایی دقیق گروه‌های هدف بر اساس رفتار، نیازها و ویژگی‌های جمعیت‌شناختی.
  • روابط با مشتریان و تعیین مکانیزم‌های تعامل و نگهداری از جمله خدمات پس از فروش، جوامع آنلاین یا برنامه‌های وفاداری.
  • کانال‌های توزیع و شبکه‌ راه‌های ارتباطی و تحویل ارزش به مشتریان. (فیزیکی، دیجیتال، مستقیم یا غیرمستقیم)
  • ارزش پیشنهادی که ترکیبی خاص از محصولات و خدمات حل‌کننده مشکلات مشتری است.

لنز امکان‌پذیری، اجرا و فاز عملیات

این بخش با موارد ذیل، زیرساخت لازم برای تحقق ارزش پیشنهادی را فراهم می‌کند:

  • منابع کلیدی و دارایی‌های حیاتی مانند نیروی انسانی متخصص، فناوری یا سرمایه.
  • مهم‌ترین کارهایی که باید برای ارائه ارزش انجام دهید. (تولید، حل مسئله و توسعه پلتفرم)
  • شرکای استراتژیک و یک شبکه از تامین‌کنندگان که در خلق ارزش مشتری شما کمک می‌کنند.

لنز پایداری، صرفه‌جویی و مباحث مالی

در لنز پایداری قسمت موتور محرکه موضوعات مالی بیزینس شما بررسی می‌شود:

  • مکانیسم‌های درآمدزایی شما مانند فروش مستقیم، حق اشتراک، تبلیغات و اجاره.
  • هزینه‌های ثابت و متغیری که برای اجرای مدل پرداخت می‌کنید.

اما چرا این ساختار را هوشمندانه می‌نامیم؟ چون ساختار BMC به گونه‌ای طراحی شده که مانند یک سیستم زنده عمل می‌کند. تمام بخش‌های آن به صورت ارگانیک به هم پیوسته‌اند. تغییر در یک بخش مانند ارزش پیشنهادی، مستقیم بر کانال‌های توزیع، منابع مورد نیاز و ساختار هزینه تاثیر می‌گذارد. این ارتباط سیستماتیک همواره به شما تاثیرات جانبی تصمیمات را نمایش می‌دهد.

نکته کلیدی دیگر تعادل پویای بین این سه لنز است. یک مدل موفق باید همزمان سه معیار را برآورده کند:

  • برای مشتریان جذاب باشد.
  • از نظر عملیاتی قابل اجرا باشد.
  • از نظر مالی پایدار بماند.

این همان مثلث طلایی موفقیت در BMC است. بله درست فکر می‌کنید تا حدی به طرح توجیهی شبیه است. جریان طراحی بوم از مشتری به سمت عملیات و سپس امور مالی، استراتژیک دنبال می‌شود. اول مشتری و نیازهایش، سپس توانایی‌های سازمان و در نهایت به توجیه اقتصادی ماجرا می‌پردازیم.

برای مثال، یک استارتاپ آموزشی می‌تواند با شناسایی نیاز دانشجویان به یادگیری شخصی‌سازی شده شروع کند. یادگیری شخصی‌سازی شده ارزش است. سپس زیرساخت فنی و شرکای دانشگاهی را در نظر می‌گیرد تا امکان‌پذیری طرح را بررسی کند. در نهایت لنز پایداری روی طرح زوم می‌شود تا مدل درآمدی اشتراک انتخاب شود. بوم مدل کسب‌وکار ابزار سریع مدیران برای تصمیمات استراتژیک خواهد بود.

چرا بوم مدل کسب‌وکار مورد نیاز ماست؟

BMC پیچیدگی‌های کسب‌وکار را با ترسیمی ساده نمایش داده است. به این صورت تفکر استراتژیک به مفهومی عمومی و قابل درک‌تر بدل می‌شود. امروزه که نیاز به واکنش سریع در بازار داریم، این ابزار به یکی از ملزومات مدیریت تبدیل شده است. کارآفرینان موفق از این چارچوب برای شفاف‌سازی، آزمایش و بهینه‌سازی مدل‌های خود استفاده می‌کنند. اما چه ویژگی‌هایی ساختار BMC را ضروری می‌کند؟

همه چیز فقط در یک صفحه!

بوم مدل کسب‌وکار با جایگزینی اسناد طولانی، فرآیند برنامه‌ریزی را تسریع می‌کند. کارآفرینان به جای ماه‌ها صرف نوشتن طرح‌های تجاری، می‌توانند در چند ساعت مدل خود را ترسیم کنند. همچنین ارتباط متقابل بین بخش‌های بوم، وابستگی‌های کلیدی بیزینس را نمایش می‌دهد. این ویژگی برای استارتاپ‌ها که نیاز به تصمیم‌گیری سریع دارند، حیاتی است.

قابلیت آزمایش و درک به صورت سریع و هماهنگ

استفاده از BMC امکان تست سریع سناریوهای مختلف را آسان می‌کند. تیم‌ها با ایجاد چندین نسخه از مدل و با کمترین هزینه، بهترین گزینه را انتخاب می‌کنند. این قابلیت به ویژه در فازهای اولیه کسب‌وکار ارزشمند است. یکپارچگی بصری بوم مدل کسب‌وکار باعث می‌شود تمام اعضای سازمان، درک یکسانی از مدل کسب‌وکار شرکت داشته باشند. این ویژگی به برگزاری جلسات استراتژیک و تصمیمات همسو کمک می‌کند.

استارتاپ‌های نوپا می‌توانند قبل از سرمایه‌گذاری سنگین، فرضیات خود را روی بوم آزمایش کنند. این رویکرد از شکست‌های پرهزینه جلوگیری می‌کند. اما ابزار BMC فقط بدرد کسب‌و‌کارهای تازه تاسیس نمی‌خورد. شرکت‌های تثبیت‌شده با استفاده از بوم می‌توانند مدل فعلی را بازنگری کرده و گزینه‌های بهتری استفاده کنند.

بوم مدل کسب‌وکار معمولا به این صورت ترسیم می‌شود

بوم کسب‌وکار خود را قدم به قدم طراحی کنید

طراحی اثربخش BMC نیازمند درکی عمیق از ارتباط متقابل بین تمام بخش‌های کسب‌وکار است. از شناسایی دقیق مشتریان گرفته تا طراحی جریان‌های درآمدی، هر عنصر باید با دقت و بر اساس واقعیت‌های بازار ترسیم شود. در لینک زیر میتوانید مدل کسب و کار خود را تکمیل، دانلود و حتی پرینت کنید:

 

تمپلیت مدل کسب و کار پویا و قابل ویرایش

 

این مسیر با کشف «چرایی» وجود کسب‌وکار شما آغاز می‌شود. ادامه کار با طراحی دقیق هر یک از اجزای ۹ گانه بوم ادامه می‌یابد. هر مرحله از این فرآیند، همچون قطعات پازلی است که در کنار هم تصویری کامل از مدل کسب‌وکار شما را شکل می‌دهند. همراه شوید تا این سفر تحول‌آفرین را با هم آغاز کنیم. آنچه در پی می‌آید، راهنمای گام‌به‌گامی است که به شما در خلق بومی کاربردی و کارآمد یاری می‌رساند.

۱. قبل از همه، ماموریت و چرایی کسب‌وکارتان را تعیین کنید

شاید از خودتان بپرسید چرا «چیستی» یا «چگونگی» در اولویت بعد قرار می‌گیرند؟ تحقیقات Harvard Business Review نشان می‌دهد کسب‌وکارهایی با مشخص بودن «چرایی»، احتمال موفقیت ۵ برابری نسبت به رقبا دارند. همچنین ۳ برابر مقاومت بیشتری در بحران‌ها خواهند داشت. اما «چرایی» وجود بیزینس شما چیست؟ چطور به کشف آن می‌پردازید؟

روش‌های خوبی برای مشخص کردن ماموریت کسب‌وکار وجود دارند. روش «۵ Why» یکی از آن‌هاست که عمق خوبی از مفهوم چرایی به شما می‌دهد. بگذارید با یک مثال بررسی کنیم:

  1. چرا می‌خواهید این کسب‌وکار را شروع کنید؟

برای فروش ساندویچ‌های سالم

  1. چرا فروش ساندویچ سالم برای شما مهم است؟

چون ساندویچ‌‌های موجود در بازار فعلی ناسالم هستند.

  1. چرا این موضوع را مشکل حساب می‌کنید؟

چون به بیماری مشتریان منجر می‌شود.

  1. چرا می‌خواهید این موضوع تغییر کند؟

سلامتی در تغذیه از حقوق اولیه شهروندان است.

  1. چرا این باور برای شما مهم است؟

در کودکی شاهد مسمومیت خانواده با مصرف ساندویچ ناسالم بودم.

در این مثال، متد «۵ Why» به چرایی نهایی جلوگیری رنج ناشی از تغذیه ناسالم رسید.

روش دیگری که می‌تواند پاسخ خوبی برای سوال چرایی پیدا کند، دایره طلایی سایمون سینک است. این مفهوم اول به چرایی بیزینس، سپس به چگونگی و بعد به چیستی آن می‌پردازد. بسیاری از کسب‌وکارها اما روند معکوس این چرخه را طی می‌کنند. برای درک بهتر با همان مثال غذای سالم پیش برویم:

  1. چرایی (Why) یعنی اعتقاد داریم دنیا به غذای سالم‌تر نیاز دارد.
  2. چگونگی (How) یعنی با استفاده از مواد ارگانیک محلی به تولید می‌پردازیم.
  3. چیستی (What): محصول نهایی، ساندویچ‌های فست‌فود سالم خواهند بود.

۲. مشتریان هدف را بشناسید

شناخت دقیق مشتریان از کلیدی‌ترین عوامل موفقیت است. ۸۲ درصد استارتاپ‌ها به دلیل عدم شناخت صحیح از مشتریان خود شکست می‌خورند. بنابراین اهمیت شناخت مشتریان هدف روشن است. اما مشتریان هدف چگونه مشخص می‌شوند؟

پرسونای مشتری، گام اول شناخت مشتریان هدف

فردی با تبلیغ ما ترغیب می‌شود و از ما خرید می‌کند. این فرد مشتری ماست ولی آیا می‌توانیم تمام مشتریان خود را بشناسیم؟ اینجاست که پرسونای مشتری وارد داستان می‌شود. پرسونا یک نماینده فرضی از گروه‌های مختلف مشتریان شماست. شناخت کامل این نماینده فرضی، توصیف خوبی از گروه‌های مختلف مشتریان شما به همراه خواهد داشت. اما اطلاعات مورد نیاز از کجا جمع‌آوری می‌شوند؟ بهتر بگوییم، چه اطلاعاتی مورد نیاز است؟ پیشنهاد می‌کنیم برای پاسخ به این سوالات مقاله «پرسونای مشتری» را مطالعه کنید. پس از این مقاله می‌توانید طراحی پرسونای مشتری برای شما مثل آب خوردن خواهد بود.

بخش‌بندی مشتریان (Customer Segments) فراموش نشود

حالا که پرسونای مشتریان تکمیل شده است، باید تقسیم‌بندی درستی صورت بگیرد. این تقسیم‌بندی به هدفمند‌تر شدن فعالیت شما کمک می‌کند. با این کار می‌فهمید که کدام دسته از پرسونای مشتریان باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرند و ارزش کدام دسته کمتر است. این موضوع به صرفه‌جویی منابع کمک خواهد کرد.

[این قسمت باید عکس مدل‌ها و نمودار مدل‌ها گذاشته بشه]

۳. ارزش پیشنهادی (Value proposition) طراحی کنید

ارزش پیشنهادی باید بتواند حداکثر نیاز و درخواست مشتری را برطرف کند. چه با تمایزهای اختصاصی و چه ویژگی‌های عمومی

اگر مدل کسب‌وکار شما به ارزش پیشنهادی نمی‌پردازد دیگر بیزینس مدل نیست. ارزش پیشنهادی به مشتری می‌گوید برای چه از شما خرید کند. یکی از چیزهایی که میان شما و رقبا تمایز ایجاد می‌کند، ارزش پیشنهادی است. اما نوع نگاه هر مشتری به ارزش پیشنهادی متفاوت است. یک برند باید از جنبه‌های متفاوتی ارزش پیشنهادی ارائه دهد.

بیایید با یک مثال بررسی کنیم. یک دانشجوی کامپیوتر ترجیح می‌دهد موبایلی با دسترسی عمیق‌تر به نرم‌افزار و سخت‌افزار داشته باشد. در مقابل برای مدیر مذاکرات تیم بازرگانی یک شرکت بین‌المللی حس لوکس بودن نیز مهم است. یک موبایل آیفون حتی در گزینه‌های شخص اول هم نیست اما اولین انتخاب شخص دوم خواهد بود. ارزش پیشنهادی بر پایه مخاطبان هدف مشخص می‌شود. خوب بودن همیشه جواب نمی‌دهد. باید همان چیزی به مشتری برسد که او می‌خواهد. برای همین است که ارزش پیشنهادی به سه دسته تقسیم می‌شود:

ارزش اقتصادی

نسبت هزینه به کارایی محصول نشان‌دهنده ارزش اقتصادی است. برای کاربر مهم است که این هزینه آیا در بلندمدت به او کمک می‌کند یا نه؟ نه تنها قیمت بلکه پایداری محصول و فایده آن در این مورد مهم است.

ارزش عملکردی

این بعد به نیازهای ملموس مشتری پاسخ می‌دهد. ارزش عملکردی باید خیلی خاص باشد تا بتواند وفاداری ایجاد کند. برای مثال یک راننده کامیون که شبانه در جاده رانندگی می‌کند فقط به دنبال مقداری کافئین برای توجه بیشتر به جاده است. به اولین فروشگاه بین‌راهی که برسد درخواست قهوه می‌کند. در حالی قهوه را می‌خورد که نه می‌داند برند آن چیست و نه می‌داند چطور سرو شده است. بنابراین خیلی تفاوت خاصی بین ارزش عملکردی برندها در این حالت وجود ندارد. ارزش عملکردی بسیار پایه است و وجود آن حتمی است. اما به این معنا نیست که نمی‌تواند جلوه خاصی از برند شما باشد. برای مثال کیفیت خرد شدن و رست قهوه در یک مهمانی خانوادگی به چشم می‌آید.

ارزش احساسی

ارزش احساسی باید بتواند در مشتری حس خوبی ایجاد کند یا احساسات بد را دور کند. این داستان به حس و حالی که برند ایجاد می‌کند بستگی دارد. برای مثال ممکن است فردی از یک برند لباس خرید کند اما حس جذابیت نداشته باشد. از طرفی مشابه همان لباس با نشان برند Louis Vuitton به او حس خاص بودن می‌دهد. بنابراین مهم است که برند خود را چگونه جلوه می‌دهید.

اما چطور یک ارزش پیشنهادی خاص طراحی کنیم؟ یک نسخه فشرده و اجرایی از ماتریس طراحی ارزش پیشنهادی کارآمد خواهد بود:

مراحلاقدامات کلیدیخروجی مورد انتظار
۱. تحقیقات مشتری– اجرای مصاحبه عمقی با ۱۰ الی ۱۵ مشتری

– تحلیل رفتارهای خرید مشتریان

– شناسایی نیازهای پنهان مشتریان

فهرست اولویت‌بندی شده از نیازهای اصلی
۲. تحلیل رقبا– بررسی ۳ رقیب اصلی بیزینس شما

– شناسایی نقاط ضعف و قوت رقبا

– تست محصولات مشابه از برندهای رقیب

ماتریس SWOT با نقاط تمایز کلیدی
۳. فرمول‌بندی ارزش– طراحی ۳ پیشنهاد آزمایشی

– تطابق با نیازهای کارکردی/احساسی/اقتصادی

پیشنهاد ارزشی شفاف در یک جمله
۴. اعتبارسنجی– تست پیش‌فروش با یک جامعه کوچک

– جمع‌آوری بازخوردهای کیفی پیش‌فروش

گزارش اعتبارسنجی با شاخص‌های کمی
۵. پیاده‌سازی– طراحی پیام‌های تبلیغاتی متمرکز

– آموزش تیم فروش

کمپین تبلیغاتی هماهنگ در کانال‌های اصلی
۶. بهینه‌سازی– رصد ماهانه شاخص‌های کلیدی

– اصلاح بر اساس بازخوردها

چرخه بهبود مستمر سالانه

خروجی این روند یک ارزش پیشنهادی شفاف و فوق‌العاده خواهد بود.

تمام جنبه‌های ارزش پیشنهادی را در مدل کسب‌وکار خود در نظر بگیرید. نتیجه فوق‌العاده خوهد بود.

۴. حواستان به کانال‌های توزیع باشد

کانال‌های توزیع فقط مسیر رسیدن محصول به مشتری را تعیین نمی‌کنند. آن‌ها تاثیر مستقیمی بر تجربه خرید، هزینه‌های عملیاتی و در نهایت سودآوری بیزینس دارند. توجه درست به این بخش از بوم بیزینس مدل کمک شایانی به کسب‌وکار خواهد کرد. روش‌های متفاوتی برای انتخاب کانال‌های توزیع وجود دارد که دسته‌بندی‌های متفاوت آن را می‌سازد:

کانال‌های مستقیم

اگر به دنبال حاشیه‌سود بالاتر و کنترل کامل بر تجربه مشتری هستید، کانال‌های مستقیم برای شماست. در این کانال‌ها مشتری و بیزینس بدون واسطه دیگری با هم تماس دارند. فروش فیزیکی کالا در نمایندگی رسمی یا ثبت سفارش در سایت برند، نمونه‌هایی از کانال‌های مستقیم هستند.

کانال‌های غیرمستقیم

اگر فکر پوشش کامل بازار در سرتان می‌گذرد، به کانال‌های توزیع غیرمستقیم فکر کنید. واسطه‌هایی مثل توزیع‌کنندگان عمده، خرده‌فروش‌ها و حتی بازارهای آنلاین (مثل دیجی‌کالا و آمازون) بخش کمی از کانال‌های غیرمستقیم توزیع هستند. کنترل تجربه کاربری اما در این روش کمتر است. همچنین بخشی از سود باید به واسطه تعلق بگیرد. البته که گستردگی توزیع بسیار بیشتر خواهد بود.

بهترین استراتژی‌های توزیع معمولا انعطاف‌پذیر و ترکیبی هستند. موفقیت در انتخاب کانال‌های توزیع، نیازمند نظارت مستمر روی عملکرد آن‌هاست. همچنین باید آمادگی لازم برای بازنگری و بهینه‌سازی آن‌ها وجود داشته باشد.

۵. در ارتباط با مشتری بهترین باشید

در قلب هر مدل کسب‌وکار موفق، رابطه معنادار با مشتریان نهفته است. این بخش از بوم به عنوان ستون فقرات حفظ مشتری و خلق ارزش بلندمدت عمل می‌کند. ارتباط موثر با مشتری تنها به جملات مشتری پسند خلاصه نمی‌شود؛ بلکه بعنوان یک مزیت رقابتی غیرقابل تقلید در بلندمدت تضمین‌کننده سودآوری بیزینس است.

دانلود نمونه خام بوم مدل کسب‌وکار

فایل نمونه بوم مدل کسب‌وکار خام

برای دیدن نمونه‌های بیشتر و نحوه تکمیل جدول BMC وارد این صفحه شوید.

فرم درخواست مشاوره

۴.۸/۵ - (۵ امتیاز)

10 thoughts on “بوم کسب‌وکار چیست؟ نحوه طراحی + دانلود تمپلیت

    1. سلام پروانه! راستش همونطور که اسمش روشه ابزار ابزاره خیلی مهم نیست چی باشه. مهم فیلدهای مدل کسب‌وکار توئه که باید بدونی چجور پر کنی. اگر نیاز به کمک داری می‌تونی از فرم آخر صفحه درخواست مشاوره بدی تا باهات تماس بگیریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هلدینگ بزرگ سپیدار

گروه شرکت های دانش بنیان سپیدار (هلدینگ سپیدار) از به هم پیوستن شرکت های زیر مجموعه خود (انفورماتیک پارسیس ، نوین توسعه ایده گستران ، سیما گستر طوس) در سال 1397 با تکیه بر تجربه یک دهه فعالیت ، متولد و تاسیس گردید . امروزه سپیدار با ارائه زنجیره ای از خدمات و راه کارهای جامع در حوزه تجارت الکترونیک ، به مرجعی قابل اعتماد برای کسب و کارها تبدیل شده است .

منتخب خدمات

اطلاعات تماس

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به گروه سپیدار می باشد.